رقص در اتحاد جماهیر شوروی یک پدیده منحصر به فرد است که در میدان تضادهای شدید بین سفارش دولتی، جستجوی هنری و سنت مردم وجود داشته است. او نه تنها یک نوع هنر بود، بلکه ابزار قدرتمندی برای ایدئولوژی، وسیله تربیت «انسان جدید» و نماد بدن جمعی ملت بود. تحول او منعکسکننده همه تضادها و مراحل تاریخ شوروی است.
در سالهای اولیه پس از انقلاب، رقص آزمایشگاهی برای تجربیات رادیکال شد. رقصسازان نوآور، تحت تأثیر ایدههای «عمل عمومی»، تلاش میکردند تا هنری جدید و جمعی ایجاد کنند. ایزاک دانایفسکی و ویکتورینا کریگر «رقصهای ماشین» و پارادایهای ورزشی برپا میکردند، و کاسین گولیوزوفسکی با شجاعت در کاباره باله با پلاستیک و حرکتهای رقص آزمایش میکرد، تحقیق در آزادی بدن. با این حال، این تجربیات به سرعت به عنوان «فورمالیسم بورژوازی» شناخته شدند.
با تقویت رژیم استالین، رقص تحت کنترل ایدئولوژیک شدید قرار گرفت. باله به فرم جشن و یادبود تبدیل شد. اجراهای کلاسیک، بر اساس اصل «بیتضاد» و پافوس قهرمانانه: «مک قرمز» (1927، بعداً «گل قرمز») رینگولد گلییر — اولین باله مدرن شوروی بر اساس موضوع مدرن، «آتش پاریس» (1932) و «چشمه بخار باخچسارای» (1934) با داستانپردازی و اجرای فنی بیعیب، اما بیعمق روانی.
در عین حال، رقص مردمی به صورت رسمیسازی شد. در سال 1937، گروه رقص مردم اتحاد جماهیر شوروی تحت رهبری ایگور مویسهف تأسیس شد. نبوغ او در اینجا بود که او حرکتهای فولکلور را به ترکیبهای نمایشی برجسته، دقیق و ایدئولوژیکی تبدیل کرد («پارتیزانها»، «سوئیت تاتار»). رقص نماد دوستی ملتهای اتحاد جماهیر شوروی شد، اما در عین حال از روحانیت و طبیعی بودن واقعی خود محروم بود.
مرگ استالین آزادی نسبیای به همراه آورد. در باله نسل جدیدی از رقصسازان آمد که به روانگرایی و موضوعات فعلی علاقهمند بودند. یوری گریگورویچ بالههای عظیم و پویایی مانند «اسپارتاک» (1968) هاخاتوریان و «یوان بزرگ» (1975) بر اساس موسیقی پروکوفیف ایجاد کرد، جایی که جمعیت باله به نیروی فعال تاریخ تبدیل شد. در عین حال، مدرن شوروی — «رقص پلاستیک مدرن» — به وجود آمد. پیشگامان آن کاسین گولیوزوفسکی (که دوباره به کار بازگشت) و بوریس ایفمن جوان بودند، که اجراهایشان با بیان و لغت غیرمعمول خود شگفتانگیز بودند و باعث نگرانی مقامات شدند.
صفحهای خاص برای رقص روزمره و موسیقی پاپ بود. با صدای موسیقی جاز و سپس موسیقی بیت، در خانههای فرهنگی و جشنهای جوانان، توست، شیک و راکنрол میرقصیدند. این یک فرم آزادی خودجوش و غیررسمی بود که توسط نگهبانان کمونیستی تحت نظر قرار میگرفت. در عین حال، در موسیقی پاپ، دوقطعههای برجسته مانند تاتیانا لیکینا و Гермان ماکاروف بودند که اجراهایشان ترکیبی از باله و سبک موسیقی پاپ بود.
در دهه 1980، رقص رسمی، با وجود ستارگان جهانی مانند ناتالیا بسمرتнова و میخائیل باریشنیکوف (که به غرب فرار کرد)، با بحران مواجه بود. اما فرهنگ رقص غیررسمی به سرعت توسعه یافت. در استودیوهای زیرزمینی و کنسرتهای خانگی، جاز-مدرن، کنتامپوراری و ایمپروویزاسیون تماس به مطالعه درآمد. در لنینگراد، الکساندر کوکین و گروه «نезависیمه تروپا» اجراهایی خلق میکردند که از کانونها دور بودند. بریکدنس، که از غرب وارد شد، شوک فرهنگی و نماد نسل جدیدی شد که خارج از سیستم زندگی میکرد.
رقص شوروی یک ترکیب متناقض:
تکنیک بالای باله کلاسیک که گениها را تربیت کرده و سانسور سختگیرانهای که روی برنامهها اعمال میشد.
بدن جمعی گروههای رقص مردم که به وحدت تقدیر میکردند و شورش فردی رقصکنندگان مخالف و رقصسازان زیرزمینی.
مونومنالیسم رسمی و پلاستیک زنده و خودجوش رقصهای آشپزخانه و دیسکوتک.
در نهایت، رقص در شوروی نه تنها هنر بود، بلکه میدان نبردی برای حق بدن در بیان — از حرکت قهرمانانه در اجراهای بزرگ تئاتر بزرگ تا حرکتهای آزاد در دیسکوتکهای زیرزمینی. این مبارزه داخلی و میراث منحصر به فرد، قدرتمند و متناقض خود را شکل داد که همچنان بر هنر رقص پس از شوروی تأثیر میگذارد.
New publications: |
Popular with readers: |
News from other countries: |
![]() |
Editorial Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Afghanistan ® All rights reserved.
2024-2026, LIBRARY.AF is a part of Libmonster, international library network (open map) Preserving Afghanistan's heritage |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2