شادی کریسمس معاصر بریتانیایی یک پدیده فرهنگی پیچیده است که ریشه در سنتهای ویکتوریایی دیکنز دارد، اما به شدت تحت تأثیر تغییرات اجتماعی نیمه دوم قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم تغییر کرده است. تحلیل علمی نشان میدهد که این شادی از یک کARNاوال احساسی به سینکریسم تلخ و سپس به دنبال جستجوی "صادقانهای جدید" از طریق طنز حرکت کرده است. این شادی به عنوان یک مکانیزم رواندرمانی جمعی عمل میکند و به بریتانیاییها اجازه میدهد تا با موضوعات تابو شده استرس خانوادگی، هisteria مصرفی و بحران وجودی در طول دوران شادی اجباری مقابله کنند.
محل کلیدی برای شادی کریسمس معاصر تلویزیون سیتکام است، جایی که جشن به تدریج از لبه مقدس خود محروم میشود. نمونه این موضوع در قسمت "کریسمس در پابلو" (2003) از سریال cultی "دفتر" (The Office) ریکی جرویاس است. در آن هیچ معجزهای وجود ندارد؛ به جای آن یک سانتای شرمگین، هدایای تحقیرآمیز (مثلاً یک تکه سنگ با نوشته "وینس")، سخنرانی مشروبخوری مدیر داود برنت و ناراحتی اجتماعی کلی. طنز بر اساس "کمدی شرمآور" (cringe comedy) ساخته شده است که ميثاق خانوادگی و سازمانی را برعکس میکند. خنده در اینجا عصبی و تقریباً گناهکارانه است و از شناخت ترسهای اجتماعی خود میزاید.
نکته علمی: انسانشناس کیت فoks در کتاب "نگاه به انگلیسیها" اشاره میکند که شادی کریسمس معاصر اغلب بر شکستن تابوهای کلیدی انگلیسیها تمرکز دارد: پول (هدایای گرانقیمت/ ارزانقیمت)، نشان دادن احساسات واقعی و مهمتر از همه، طبقه اجتماعی. میز شام کریسمس در سیتکامها همیشه یک درام میکرو از مقامات و رفتارهاست.
جواب به تجاریسازی کریسمس یک پلاست از طنز سیاه و ابسورد بود. نمونهای از این موضوع سالانههای رождیمس سریال "مونتی پایتون" (1969-1974) است، جایی که همه چیز از آهنگهای کریسمس ("آهنگ کریسمس درباره مدفوع شتر") تا ایده تولد مسیح در سناریوهای сюرئال کمدی مورد طنز قرار میگیرد. این سنت توسط سریال "کوچک بریتانیا" ادامه یافت، جایی که شخصیت اندی، که خود را به عنوان یک معلول جعلی نشان میدهد، در کریسمس هدایای بیفایده و تحقیرآمیز (مثلاً بلیط به استخر) دریافت میکند، در حالی که لبخند میزند و میگوید "عاشقش هستم!".
کد فرهنگی: این طنز به عنوان یک مراسم پاکسازی عمل میکند. با بازی با بدترین کابوسها (هدایای وحشتناک، دعواها خانوادگی، تنهایی)، او قدرت احساسی آنها را کاهش میدهد و نگرانی را به خنده تبدیل میکند. این نسخه معاصر کARNاوالهای قرون وسطی است، جایی که جهان به طور موقت "برعکس" میشود برای کاتارسی.
در دهه 2000 یک روند به سوی "nostalgia وار وار" شکل گرفت — استفاده از ویژگیهای کریسمس قدیمی برای ایجاد طنز گرم اما نه احساسی. سریال "گایوین و استیسی" (2007) در قسمتهای ویژه کریسمس خود به طور ماهرانهای طنز خشن را با لحظات تاثیرگذار خانوادگی ترکیب میکند. در اینجا طنز باعث تخریب جشن نمیشود، بلکه به عنوان بخشی طبیعی و "بیآرایش" از آن عمل میکند.
مثال ادبی: کتابها و مقالات آلن B. دانینگ، نویسنده یومور معاصر، "فیزیک" کریسمس بریتانیایی را بررسی میکند: استرس آمادهسازی مرغ ماکی، ترس از بازدید از اقوام، تاکتیکهای بقا در زندانی چندروزه با خانواده. طنز او طنزی هiperrealistic است، جایی که خنده به دلیل تاول دردناک و شناخته شده است.
یک روند فعلی — ساتیر وار وار اجتماعی و زیستمحیطی است. سریال "مادرخانم میززل" (در حالی که آمریکایی است، اما محبوب در بریتانیا) در قسمتهای ویژه کریسمس خود از مصرفگرایی دهه 1950 که به عنوان آینه امروز عمل میکند، تمسخر میکند. کمدینهای بریتانیایی مانند جان بوید در طنزهای استندآپ خود از ابسورد خرید تنهای پلاستیکی و هدایای بیفایده تمسخر میکنند و سناریوهای "کریسمس ضد" پیشنهاد میدهند که به طور парадوکسی احساسی هستند. این طنز نسلهایی است که بحران اقلیمی را تجربه میکنند.
نکته جالب: قسمتهای ویژه رادیو BBC Radio 4 "I’m Sorry I Haven’t a Clue"، که یک پارodie از بازیهای عقلانی ویکتوریایی است، پر از کلمات دوگانه و نکات غیرمستقیم درباره کریسمس است. این نشان میدهد که چگونه طنز عالی موضوع کریسمس را تطبیق میدهد، اما آن را بدون پافوس باقی میگذارد.
شبکههای اجتماعی یک گونه جدید از طنز کریسمس ایجاد کردهاند. کاربران بریتانیایی Twitter به طور ماهرانهای ترددهایی درباره هدایای ناموفق، دیالوگهای خانوادگی ناراحت و ترس از تلویزیون کریسمس ایجاد میکنند. مومهای تصویری، مانند شخصیت "گراننی" از سریال تبلیغاتی کریسمس فروشگاه Sainsbury’s (جایی که مادربزرگ با پدر بزرگ در ورزشهای ماجراجویانه رقابت میکند)، بخشی از فولکلور ملی میشوند. این طنز یک طنز دموکراتیک، سریع و جمعی است که تجربیات مشترک را منعکس میکند.
شادی کریسمس انگلیسی معاصر نه تنها سرگرمی است. یک ریتویال فرهنگی پیچیده است که چندین عملکرد دارد: درمانی (کاهش استرس از طریق بازی با آن)، انتقادی (ساتیر بر تجاریسازی و ریاکاری) و، به طور عجیب، متحدکننده. از طریق خنده مشترک از شرایط ناراحتکننده مشابه، ملت خود را تایید میکند. طنز به عنوان همان "پودینگ کریسمس" عمل میکند که در آن سکهای برای شادی قرار میدهند: از بیرون ممکن است به نظر برسد که یک جسم خشن و سوخته است، اما در داخل یک جایزه رسمی غیرمنتظره دارد — فرصتی برای تجربه جشن بدون شکستن و حتی پیدا کردن گرمی واقعی و بدون پافوس انسانی در آن. او از سینکریسم تلخ به یک "صادقانهای محفوظ" خاص تبدیل شده است، جایی که احساسات میتوانند تنها تحت پوشش طنز بیان شوند، که این روش quintessentially British برای جشن گرفتن کریسمس است.
New publications: |
Popular with readers: |
News from other countries: |
![]() |
Editorial Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Afghanistan ® All rights reserved.
2024-2026, LIBRARY.AF is a part of Libmonster, international library network (open map) Preserving Afghanistan's heritage |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2