در ادبیات روسیه، دوره عیدها (از میلاد تا کрещتن) یک گونه خاصی از داستانهای کوتاه را شکل داده است — «داستان عیدانه»، که رشد آن به اوایل قرن نوزدهم برمیگردد. این گونه با سنت محلی به شدت پیوند خورده است، جایی که عیدها به عنوان زمانی شناخته میشدهاند که مرزهای نازک بین دنیای زنده و دنیای دیگرworld زائل میشود، نیروهای بد فعال میشوند و آینده برای پیشگوییها قابل دسترسی میشود. با این حال، نویسندگان کلاسیک روسی توانستهاند این لایه از فرهنگ محلی را به سطح ادبیات بلند برد، که با انتقاد اجتماعی، روانشناسی و پرسشهای فلسفی غنی شده است.
داستان عیدانه در روسیه ویژگیهای پایداری داشته است، که اغلب در خود مجلات دورهای ذکر شده است، جایی که آنها را برای جشنها منتشر میکردند (شماره رождستانی). ویژگیهای اصلی:
پیوند اجباری به چرخه جشنهای زمستانی (میلاد، سال نو، شب وسیله، کрещتن).
وجود یک عنصر جادویی، مذهبی یا فانتزی (ظهور روح، شیطان، رویا پیشگویی، هماهنگی غیرقابل توضیح).
پایان اخلاقی-آموزی یا احساسی، اغلب مرتبط با ایده مهربانی، توبه، وحدت خانوادگی یا، برعکس، ناپذیرفتنی انتقام.
تمامکمال ساختاری: داستان اغلب به عنوان یک آزمایش و تحول شخصیت (به نوعی آهنگ رождستانی دککنز) ساخته شده است، اما در سنت روسی، پایان میتواند تراژیک نیز باشد.
1. نیکولای گوگول — «شب قبل از میلاد» (1832).
کمیتای دیدگاه محلی-مذهبی در عیدها. در اینجا، غیرطبیعی (شيطان، جادوگر، پاچوک) به طور طبیعی در چارچوب زندگی دیکانچک جای داده شده است. گوگول به طور ماهرانهای داستان محلی (دزدی ماه، سفر به خارچوبها) را با زندهترین نکات زندگی و شوخیهای رنگارنگ ترکیب میکند. این داستان عیدانهای است که در آن بد (شيطان) شکست میخورد و عشق و هوشمندگی پیروز میشوند. در عین حال، ساتیر نرمی نیز وجود دارد (تصویر ملکه).
2. فیودور داستایفسکی — «پسر بچه در درخت کریسمس» (1876).
داستان کوتاه کوتاه و عمیق، که تونیتون گونه را به طور رادیکال تغییر میدهد. در اینجا، هیچ مذهبی از زندگی روزمره وجود ندارد، بلکه دیدار مذهبی یک کودک در حال مرگ از سرما و گرسنگی وجود دارد. معجزه عیدانه — این دخالت نیروهای دیگرworld در امور زمینی نیست، بلکه لحظهای از رحمت پیش از مرگ است که شخصیت را از دنیای سخت واقعیت اجتماعی به دنیای جشن همیشگی میبرد. این داستانی است درباره مهربانی اجتماعی، که به عنوان وظیفه مذهبی برافراشته است.
3. نیکولای لسکوف — «یک روبل غیرقابل تبدیل» (1884)، «خداوند در خانه یک روستایی» (1881).
لسکوف، دانشمند در فرهنگ محلی و روسیه قدیمی، داستانهای عیدانه را به عنوان موعظههایی درباره انتخاب اخلاقی ایجاد میکند. «یک روبل غیرقابل تبدیل» — داستانی درباره یک روبل جادویی است که اگر با قلبی خوب هزینه شود، بازمیگردد. این یک استعاره است برای ایده انجیلی: ثروت واقعی از بخشندگی کاهش نمییابد. داستانهای او اغلب بر اساس گفتگوهای یک فرد ساده اما عمیقاً باورمند با نیروهای بالاتر در شب عید شکل گرفتهاند.
4. آنتون چخوف — «وانیچکا» (1886)، «درخت کریسمس» (1884)، «در عیدها» (1899).
چخوف گونه را دموئیولوژیک میکند. در داستانهای عیدانه او، هیچ دخالت جادویی وجود ندارد. «وانیچکا ژوکوف» که در شب میلاد به دودکش مینویسد — تصویری از تنهایی و ناتوانی است که با ایده جشن خانوادگی در تضاد است. معجزه در اینجا رخ نمیدهد — نامه بدون آدرس باقی میماند. چخوف عیدها را به عنوان زمانی نشان میدهد که احساس تنگدستی، بیعدالتی و جداافتگی در جهان را تشدید میکند، جایی که مکانیزمهای اجتماعی از مهربانی کریسمس قویتر هستند.
رویداد جالب: الکساندر کورپین در داستان «دکتر معجزهآسا» (1897)، اگرچه عمل در شب کریسمس رخ میدهد، از مذهبی بودن خودداری میکند. معجزه در اینجا توسط یک انسان واقعی انجام میشود — دکتر پیروگوف، که کمک اتفاقی او خانواده را از مرگ نجات میدهد. این یک داستان کریسمس دنیایی است، جایی که معجزه — عمل همدردی انسانی است و نه دخالت دیگرworld.
در شعر، موضوع عیدانه کمتر به صورت گونهای است، اما بسیار مهم است.
واسیل ژوکوفسکی — شعر «سветلانا» (1812). قله داستان عیدانه رمانتیک. بر اساس موضوع گاهبندی دخترانه (در شب کрещتن...). دیدارهای تاریک (عروس مرده، راه به قبر) تنها رویا هستند، و پایان — روشن و شاد است. ژوکوفسکی مراسم محلی را به سطح تجربه شاعرانه و آزمایش وفاداری ترجمه میکند، جایی که وحشت مذهبی توسط زنگ طنین صبح و ظهور عروس زنده از بین میرود.
شاعران قرن نقره. آنها از موضوعات عیدانه برای ایجاد تصاویر نمادین پیچیده استفاده کردند.
آлексاندر بلوک. در شعر «شب، خیابان، چراغهای خیابان، داروخانه...» یک دنیای وهمآلود و ثابت ایجاد میشود که به نزدیکی عیدانه «نژیت» نزدیک است. در «دوازده» (1918) تصویر مسیح در کلاه سفید از رز از میان آشوب انقلابی عبور میکند — این یک نماد پیچیده عیدانه-اپوکالیپسیک است که نمادهای مسیحی را در چرخش تاریخ میبافد.
اوسپین مانделشتام در شعر «شعرهای رождستانی» (هفتهای از خورشید مقدس...). او رابطهای بین میلاد و موضوع ابدیت فرهنگ و رنج بیپایان برقرار میکند. برای او عیدها نقطهای در تقویم ابدی سنت است.
یوان شملوف — «تابستان خداوندی» (فصلهای «میلاد»، «عیدها»). اگرچه این پروا است، زبان و ریتم آن شاعرانه است. شملوف یک اپیک مراتبی از کودکی ایجاد میکند، جایی که هر مراسم عیدانه (پیشگویی، لباسهای عیدانه، کولادک، آبگوشت کریسمس) با دقت اثنوگرافیکی توصیف شده و با احساس وجود مقدس، ریشهدار در نظام مسیحی توصیف شده است.
داستان عیدانه روسی معمولاً تنها سرگرمکننده نبود. آن به شکلگیری فرم برای بحث درباره سوالات حساس تبدیل شد:
ناپرسانی اجتماعی (در داستایفسکی، چخوف).
انتخاب اخلاقی و ماهیت معجزه (در لسکوف).
کrisis ایمان و جستجوی معنا در دوره گذار (در نویسندگان دوران تغییر قرن).
حفظ هویت ملی و مذهبی (در شملوف، در خارج از کشور).
نقش عیدانه در ادبیات روسی از فولکلور-مذهبی (گوگول) از طریق موعظه اجتماعی و اخلاقی (داستایفسکی، لسکوف) به رئالیسم روانی و زندگی روزمره (چخوف) و در نهایت به تحلیل فلسفی-نمادین در شعر قرن نقره رسیده است.
رشته پیوسته ماده باقی ماند — حالت خاص عیدانه جهان — زمانی که امکان برخورد با دیگرworld وجود دارد، خواه روح، دیدار، معجزه یا وجدان خود. این گونه به نویسندگان روسی اجازه داد:
لایههای عمیق دینی و مراسم محلی را ثبت و به صورت هنری درک کنند.
گونه پایین روزنامهای داستان کریسمس را به سطح ادبیات بلند با پافوس وجودی بالا ببرند.
یک فضای فرهنگی-زمانی منحصر به فرد ایجاد کنند، جایی که کمدی و تراژدی، زندگی روزمره و مذهبی، اجتماعی و متافیزیک در یک نقطه در چرخه جشن زمستانی جمع میشوند و روح پیچیده روسیه را منعکس میکنند.
New publications: |
Popular with readers: |
News from other countries: |
![]() |
Editorial Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Afghanistan ® All rights reserved.
2024-2026, LIBRARY.AF is a part of Libmonster, international library network (open map) Preserving Afghanistan's heritage |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2