کمدی کریسمس یکی از پایدارترین و محبوبترین ژانرهای سینمای جهانی است که همزمان وظایف سرگرمی، درمانی و انتقادی را انجام میدهد. کلاسیکهای آن در طول دههها شکل گرفته و چندین آرکتایپ داستانی پایدار را توسعه دادهاند که از ساتیرای زننده تا داستانهای احساسی و پر از ارزشهای خانوادگی متفاوت هستند.
مدل کلاسیک، که به داستان چارلز دیکنز "آواز کریسمس" (۱۸۴۳) بازمیگردد. داستان درباره یک انسان بخلکار و منزوی است که در کریسمس توسط ارواح بازدید میشود و زندگی خود را بازنگری میکند، منبع بیپایانی برای تطبیقات و تغییرات شده است.
"این زندگی زیبا" (۱۹۴۶) فرانک کاپرا. اگرچه این یک تطبیق مستقیم دیکنز نیست، اما فیلم از شکل معکوس اسکروچ استفاده میکند. قهرمان جورج بیلی، یک آدم آلترناتیو و خودفروسته است که در نهایت از زندگی خود دست میکشد. "نجات" او از طریق مداخله یک فرشته و نمایش این که شهر بدون او چه وحشتناک خواهد شد، یک انعکاس احساسی و فلسفی عمیق از داستان دیکنس است. این فیلم به عنوان یک کلاسیک، یک ریتویل سالانه در ایالات متحده است که نشان میدهد کمدی کریسمس میتواند موضوعات وجودی را بلند کند.
"یک تنهایی در خانه" (۱۹۹۰) کریس کولامبوس. یک نسخه مدرن و متمایل به کودکان از آرکتایپ. نه کوین مککالستر اسکروچ است، بلکه بستگان بزرگسال او و همسایگان. آنها، که به سرگرمی پیشپایان و مشکلات خود مشغول هستند، "فراموش میکنند" کودک را، به صورت نمادین روح خانواده را رد میکنند. کوین، از طریق آزمایشها (جنگ با دزدان) و ملاقات با همسایهای تنها و "آزگار" (مثل یک ارواح)، نه خودش دگرگون میشود، بلکه کاتالیزوری برای دگرگونی بزرگسالان میشود و به آنها یادآوری میکند که ارزشهای اصلی چیست. این بازآفرینی ناب کانون برای نسل جدید است.
"کریسمسهای خانوادگی" (۱۹۸۹) جرمیا س. چککی. کلارک گریزولد — ضد اسکروچ، یک هوادار افراطی جشن، که تعاقب بیوقفه او برای یک کریسمس کامل به یک سری فاجعه منجر میشود. کمدی بر اساس ساتیرای رویکرد مصرفگرایانه و استرسزا به جشن است. در پایان، با وجود همه شکستها، خانواده به وحدت واقعی دست مییابد که به روح پایان خوش دیکنس پایبند است، اما از طریق ابسورد و فارس.
تغییری بر موضوع "خدایی که به زمین آمده"، جایی که شخصیت مذهبی جشن با مشکلات انسانی مواجه میشود، اعتماد به نفس خود را از دست میدهد یا با اداره مواجه میشود.
"یک تنهایی در خانه ۲: گم شده در نیویورک" (۱۹۹۲). اگرچه قهرمان اصلی کوین است، اما صحنه با حضور سانتا کلوز واقعی (که توسط بازیگر تیم کارری در یک صحنه بازی میکند، اما مهمتر از همه، تصویر او در پارک) نقش کلیدی دارد. اهدا کردن کوین به یک زن بیخانمان "هدیه" از سانتا — یک لحظه مهم برای این ژانر است: جادوی جشن از طریق دستان انسانها و بخشش ایجاد میشود.
"معجزه در خیابان ۳۴" (۱۹۴۷، بازسازی ۱۹۹۴). این فیلم بر لبه کمدی، درام و افسانه قرار دارد. داستان مردی که ادعا میکند سانتا کلوز واقعی است و مجبور به اثبات این ادعا در دادگاه است، یک ساتیرای برجسته از رациونالیسم افراطی و از دست رفتن معجزه در دنیای بزرگسالان است. پیروزی ایمان بر سینicism در دادگاه — اوج توپوژی کمدی کریسمس است.
"کلاوس" (۲۰۱۹، انیمیشن). یک بازگویی نوآورانه و بصری زیبا از داستان سانتا. در اینجا او یک کارگر تنهایی و سازنده اسباببازی است که "جادو" از طریق بخشش خود به یک کارمند پست دولتی خودخواهانه راهاندازی میشود. این فیلم داستان را از یک زنجیره از اعمال نیکوکاری میگیرد و ارائه میدهد که معجزه نه از طریق جادو، بلکه از طریق انسانیت است.
روندی که در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ شکوفا شد، که به جای ستایش خانواده ایدهآل، ناهنجاری و استرسهای مرتبط با تعهدات را مسخره میکند.
"کریسمس با شکستخوردهها" (۱۹۸۹) جرمیا س. چککی. اوج این روندها. دو خانواده رقابت میکنند تا جشنهای نمایشی و افراطیتر را برگزار کنند، که به گروتسک تبدیل میشود. این یک ساتیرای تند از مصرفگرایی رقابتی، دورویی و تمایل به "به نظر رسیدن، نه بودن" خانواده شاد است. این فیلم به عنوان یک کلاسیک فرهنگی شناخته میشود به دلیل دیدگاه سینیک و قابل تشخیص خود بر روی پرزیدنتهای جشن.
"خانواده کروز" (۲۰۱۲، انیمیشن) و دنبالههای آن. اگرچه این یک فیلم کاملاً کریسمس نیست، اما موضوعات آن — درگیری پدر محافظهکار با دنیای جدید، تلاش برای حفظ خانواده در دنیای تغییر یافته، ارزش خانه — به خوبی با پارادایم کریسمس هماهنگ هستند. بسیاری از آن را به عنوان یک فیلم درباره ارزشهای خانوادگی در مارافونهای کریسمس قرار میدهند.
در اینجا کریسمس یک کاتالیزور جادویی برای عشق است که شرایطی برای ملاقات یا بازگشت ایجاد میکند.
"عشق واقعی" (۲۰۰۳) رічارد کورتیس. یک مجموعه از داستانهای مختلف، مرتبط با لندن در پیشاز کریسمس. این فیلم به طور استادانهای احساسات صادقانه و کمدی سیاه را ترکیب میکند (مثل داستان یک نویسنده و یک کارگره). این فیلم استانداردی برای "کمدیهای رمانتیک کریسمس" است که رشد احساسات را در این زمان نشان میدهد، نشاندهنده رشد عشق در تمام فرمهای خود — عاشقانه، دوستانه و پدرانه.
موفقیت کمدیهای کریسمس به چندین عامل بستگی دارد:
رعایت و نستالژی: تماشای سالانه ایجاد تأثیر از سنت ایجاد میکند، یک "رسم خانوادگی" شخصی.
تأثیر درمانی: آنها از طریق خنده و اشک، استرس جشنهای واقعی را کاهش میدهند و (در قالب افسانه) درگیریهای خانوادگی داخلی را حل میکنند.
ارکتایپهای جهانی: موضوعات دگرگونی، خانواده، ایمان و بخشش بینالمللی هستند.
توازن بین ساتیرا و احساسات: بهترین نمونههای این ژانر به طور هوشمندانهای از هزینههای جشن (مصرف، استرس) مسخره میکنند، اما در پایان ارزشهای واقعی و انسانی او را تأیید میکنند.
نتیجهگیری: کمدیهای کریسمس نه تنها یک لیست از فیلمها، بلکه یک فولکلور مدرن، مجموعهای از داستانها را شکل دادهاند که جامعه هر سال به آنها بازمیگردد تا درباره ارزشها، خانواده و معنا جشنها فکر کند. از گروتسک ساتیرای "کریسمس با شکستخوردهها" تا انسانیت احساسی "این زندگی زیبا" — این ژانر طیفی از واکنشهای ممکن به کریسمس ایجاد کرده است، نشان میدهد که خنده میتواند روشی عمیق و مهم برای جشن گرفتن باشد، به عنوان همانی که جدیترین روش است. آنها بخشی جداییناپذیر از "رژیم جشن" شدهاند، یادآوری میکنند که معجزه اصلی کریسمس فرصت خندیدن به خود و با گرمی به خانوادههای نزدیک oneself نگاه کردن است.
New publications: |
Popular with readers: |
News from other countries: |
![]() |
Editorial Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Afghanistan ® All rights reserved.
2024-2026, LIBRARY.AF is a part of Libmonster, international library network (open map) Preserving Afghanistan's heritage |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2