درک سال نو به عنوان جشن جهانی یک اشتباه رایج است. امتناع یا نگیردن جشن ۱ ژانویه — یک ناهنجاری نیست، بلکه پیامد عمیق مذهبی، فرهنگی، تاریخی یا ایدئولوژیک است. گروههایی که این روز را جشن نمیگیرند، میتوانند بر اساس چندین ویژگی کلیدی طبقهبندی شوند: مذهبی بودن، پیروی از تقویم جایگزین، پروتست یا محرومیت اجتماعی.
برای بسیاری از فرقهای مذهبی، سال نو سکولار (به ویژه با ویژگیهای языسی و شورویاش) با اصول ایمانشان ناسازگار است.
شاهدان یهوه: مثال معروف. آنها سال نو را مانند جشنهای سکولار دیگر (مثل کریسمس، عید پاک، روز تولد) جشن نمیگیرند. موضع آنها بر اساس باور به این است که این جشنها ریشههای یانسی دارند و با اصول کتاب مقدس سازگار نیستند. آنها به عدم ذکر جشن سال نو در کتاب مقدس و ارتباطش با مذاهب به دو صورت (یانوس دوگانه در رم) یا دیگر الههها اشاره میکنند.
بعضی از فرقهای پروتستانتیستی محافظهکار: فرقهای فانومینالیست (بعضی از بپتیستها، پنجاهمینها) نیز ممکن است از جشن امتناع کنند، آنها جشن را «جهانی» میدانند و آن را از زندگی روحانی دفع میکنند. آنها بر روی ویژگیهای «غیرمسیحی» جشنها تأکید میکنند.
بخشی از قدیمیهای ارتدوکس و ارتدوکسهای بسیار محافظهکار: برای آنها جشن امروزی با کاج (آداب و رسوم پروتستانی)، پدر خلبان (توسعه شوروی) و مهمانیهای پر سر و صدا، یک عمل «جهانی» بیگانه است. آنها بر اساس تقویم کلیسایی زندگی میکنند، جایی که چرخه اصلی — مراسم مذهبی است و تاریخ سکولار ۱ ژانویه هیچ اهمیتی ندارد.
مسلمانان سختگیر (سلفیها، واهابیها): تقویم اسلامی ماهی است و سال نو (رأس السنة الهجرية) در زمان دیگری است. جشن ۱ ژانویه، به ویژه با ویژگیهایی مانند کاج، شامپاین و مهمانیها، به عنوان «بیدا» (ممنوعیت نوآوری) و تقلید از کافران (تکفیر) شناخته میشود. در کشورهایی مانند عربستان سعودی، جشنهای عمومی تا همین اواخر تشویق نمیشدند و در برونئی، آنها حتی به صورت قانونی ممنوع شدهاند.
برای آنها «سال نو واقعی» در زمان دیگری است و ۱ ژانویه یک روز معمولی کاری است.
چین و فرهنگهای شرق آسیا (سال نو ماهی): میلیاردها نفر در چین، کره، ویتنام، سنگاپور و دیاسپوراهای سراسر جهان جشن اصلی را سال نو ماهی (چونگچئ، تات، سالال) میگیرند. ۱ ژانویه (یواندون) در چین یک روز استراحت رسمی یکروزه بدون بار فرهنگی عمیق است. تمامی نیروها و منابع به آمادهسازی برای جشن خانوادگی اختصاص داده میشود که در بازهای بین ۲۱ ژانویه و ۲۰ فوریه برگزار میشود. این زمان جابجاییهای عمومی، مهمانیهای خانوادگی و آداب و رسوم باستانی است.
ایران، افغانستان و تاجیکستان (نوروز): مردم که میراث فرهنگی زرتشتی دارند، نوروز را جشن میگیرند — سال نو بر اساس تقویم خورشیدی، که در آیندهدنیه (۲۰ یا ۲۱ مارس) است. این جشن بازسازی طبیعت است، که قدیمیتر و مهمتر از ۱ ژانویه است. در ایران آمادهسازی برای نوروز هفتهها طول میکشد و جشن به مدت ۱۳ روز برگزار میشود.
اریتریا و اتیوپی: در این کشورها از تقویم کوپتایی استفاده میشود که حدود ۷-۸ سال از تقویم گریگوری عقب است. سال نو اتیوپی (انکوتاتاش) در ۱۱ سپتامبر (یا ۱۲ در سال کبیسه) جشن گرفته میشود و با پایان فصل بارشها مرتبط است.
هند: به دلیل تنوع فرهنگی و مذهبی در هند، بیش از ۳۰ تاریخ، در مناطق مختلف ایالتی و گروههای مختلف به عنوان سال نو جشن گرفته میشود (وگادی، گودی پادوا، ویشو، بایساکهای و غیره). ۱ ژانویه یک جشن سکولار غربی است که در شهرهای بزرگ محبوب است، اما ارزش سنتی عمومی ندارد.
فعالان محیط زیست و ضد مصرف: برای آنها سال نو با مصرف بیش از حد (هدیههای غیرضروری، تزئینات یکبار مصرف، تنههای کاج، فشنگها که هوا را آلوده میکنند و حیوانات را ترساند) و آسیبهای محیط زیستی (قطع درختان، فشنگها، آلودگی هوا و ترساندن حیوانات) و کنفورمیت مرتبط است. آنها ممکن است جشن را نادیده بگیرند یا آن را در قالب «zero waste»، فعالیت داوطلبانه یا مهمانی خانوادگی ساده برگزار کنند تا از تجاریسازی اعتراض کنند.
آتئیستها و منطقیها, برای که جشن بیمعنی است. آنها ممکن است آن را به عنوان یک روز اضافی استراحت ببینند و رitus را با هیچ آدابی پر نکنند.
افرادی که در حال تجربه تراژدی شخصی هستند (از دست دادن عزیز، طلاق سخت)، برای که مهمانیهای پر سر و صدا و فشار اجتماعی به «شادی کردن» روانی غیرقابل تحمل است. امتناع آنها — یک فرم حفاظت است.
بیکارها، افراد تنها مسن و افراد افسرده: برای آنها سال نو با فرهنگ خانواده، وفور و شادی یک یادآوری سنگین از تنهایی، فقر یا بیماری است. آنها نه به دلیل انتخاب ایدئولوژیک، بلکه به دلیل شرایط زندگی که آنها را از فضای جشن عمومی دور میکند، جشن نمیگیرند.
نکته جالب: در اسرائیل، ۱ ژانویه (سیلویستر) روز تعطیلی نیست. آنها به طور عمده توسط مهاجران از کشورهای سابق اتحاد جماهیر شوروی و جوانان سکولار جشن گرفته میشود، در حالی که بسیاری از یهودیان سنتی و传统ی به آن نگاهی خنثی یا منفی دارند، زیرا آن با نام پاپ سیلویستر یکم مرتبط است که به آن در مذاهب ضدیهودیت متهم شده است. جشن اصلی سال نو در یهودیت — روش هاشانا است که در پاییز جشن گرفته میشود.
بنابراین، نگیردن جشن سال نو در ۱ ژانویه — یک پدیده منفرد نیست، بلکه یک سری از فعالیتهای مختلف، که دارای منطقهای خاص خود هستند. این میتواند:
پیامد هویت مذهبی باشد که سنتی سکولار یا بیگانه را رد میکند.
نشان فرهنگی خودمختاری در دنیایی که تقویم گریگوری غالب است.
یک عمل آگاهانه ایدئولوژیک یا محیط زیستی.
پیامد اجباری انزوا اجتماعی.
نقشه نگیردن جشن سال نو به وضوح مرزهای تنوع فرهنگی، مذهبی و اجتماعی جهان ما را نشان میدهد. آن یادآوری میکند که حتی چنین جشنی جهانی به نظر میرسد، مانند درست کردن یک چرخه کالندری جدید، توسط همه پذیرفته نشده است. عدم وجود آن در زندگی گروههای خاص به اندازه وجود آن مهم است، زیرا سیستمهای ارزشهای عمیق، تقویمهای جایگزین و فرمهای مقاومت در برابر فرهنگ ماساژ جهانی را افشا میکند. در نهایت، سوال «چه کسی جشن سال نو را جشن نمیگیرد؟» باعث میشود که به این فکر کنیم که چه چیزی باید به عنوان معیار عادی شناخته شود و چه تقویمهایی بر دیدگاه ما از زمان مدیریت میکنند.
New publications: |
Popular with readers: |
News from other countries: |
![]() |
Editorial Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Afghanistan ® All rights reserved.
2024-2026, LIBRARY.AF is a part of Libmonster, international library network (open map) Preserving Afghanistan's heritage |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2