زمانی که ورزشکار به خط پایان بازیهای المپیک یا قهرمانی جهان میرود، سالها تمرین، کار سخت مربیان و حمایت هواداران پشت اوست. اما یک شخصیت دیگر نیز وجود دارد که چشم ناظر به نظر نمیرسد اما بسیار مهم است و طی دههها در ترکیب بسیاری از نمایندگان ملی حضور داشته است. این شخص روحانی — کاپلان، مشاور روحانی، واعظ، کسی است که برای رقابت به بازیها میآید، نه برای اینکه رقابت کند، بلکه برای اینکه در لحظات پر استرس زندگی ورزشی کنار باشد. مأموریت او این نیست که شانس را بیاورد و پیروزی را تضمین کند، بلکه فضایی ایجاد کند که ورزشکار بتواند بایستد، نفس بکشد و به یاد بیاورد که او نه یک ورزشکار، بلکه یک انسان است.
نهاد کاپلانهای تیم ملی در بازیهای المپیک به تازگی به رسمیت شناخته شده است — در سال 1988، در بازیهای سئول. دقیقاً در آن زمان، عملکرد روحانیان در ترکیب نمایندگان به صورت سیستماتیک شد و از بینالمللی پذیرفته شد. اما غیر رسمیاً روحانیان قبل از این نیز با ورزشکاران همراه بودند. به عنوان مثال، تیم ملی فنلاند از سال 1972، نماینده کلیسای پروتستانی را در ترکیب خود داشت و این سنت بیش از نیم قرن باقی مانده است.
امروزه نهاد کاپلانها در بسیاری از کشورها گسترش یافته است. کشیش چک، اولدرژیک هخولاتچ، از بازیهای المپیک ریو-데-ژانیرو در سال 2016 با تیم ملی خود همراه شده است. کلیسای ارتدوکس روسیه نیز روحانیان را برای تیم ملی ارسال میکند — پروتئستوییر واسیلی آلیکسیف، настояت زرک در مسکو، در بازیهای المپیک توکیو با نماینده تیم همراه شد. در آلمان، در بازیهای زمستانی 2026 در میلان و کورتینه-دآمپتز، مراقبت مشترک از تیم توسط کاپلانهای کاتولیک و پروتستانی انجام شد. این نشان میدهد که سنت زنده است و به واقعیتهای جهان چندآیینه مدرن خود تطبیق مییابد.
کاپلان ورزشی نه یک کشیشی است که برای یک بازی در المپیک آمده است تا به نظر برسد. این کسی است که آموزش خاصی را گذرانده و درک میکند که چه چیزی خاصیت محیط ورزشی است. او میداند که چه چیزی به معنای رژیم تمرین است، چه معنایی دارد که در اردوگاه المپیک زندگی کند، چگونه میتوان با فشار و انتظارات مقابله کرد. وظیفه او این است که در هر لحظه که ورزشکار به حمایت نیاز دارد، در کنار باشد، بدون توجه به دین او یا عدم وجود آن.
کاپلان دین را تحمیل نمیکند. مانند این که کشیش چک، اولدرژیک هخولاتچ، تأکید میکند که خدمت او «برای همه باز است، حتی برای بیخداها. این خدمت حضور، دعا و مبارکباد است». این موضع مشابهی را پروتئستوییر واسیلی آلیکسیف نیز دارد که روزانه مراسم میخواند، اما همیشه برنامه ورزشکاران را تطبیق میدهد: یکی قبل از مسابقات میآید، یکی بعد از آن، یکی فقط چند دقیقه برای دعا میآید و یکی به رحمت و عشای ربانی میرود.
کشیش کاتولیک آلمانی الیزابت کلمن مأموریت خود را به طور ساده و جامع بیان میکند: «برای ما مراقبت روحانی به معنای این است: آنها را حمایت کنیم، با آنها در لحظات سخت باشیم و به آنها یادآوری کنیم که ارزش انسان از جایگاه او در لیست رتبهبندیها بستگی ندارد». این ایده کلیدی است: ورزشکار در اولویت خود یک انسان است و نه یک ماشین برای مدالها.
اردوگاه المپیک یک فضای منحصر به فرد است که هزاران ورزشکار از کشورهای مختلف در طول چند هفته کنار هم زندگی میکنند. در این مکان، در این میکروکره ورزش جهانی، کاپلان جایگاه خود را پیدا میکند. در هر اردوگاه المپیک یک مرکز چندآیینه وجود دارد که نمایندگان مختلف آیینها میتوانند در آن دعا کنند و در مراسم شرکت کنند. به عنوان مثال، در توکیو، یک اتاق جداگانه برای تیم ملی روسیه در دفتر مرکزی اختصاص داده شد که در آن کلیسا را تاسیس کردند. در پاریس-2024، هر آیین به 50 متر مربع در یک ساختمان چتری اختصاص داده شد که میتوان در آن جلسات و مراسم برگزار کرد.
برای بسیاری از ورزشکاران این یک نقطه مهم پشتیبانی است. پروتئستوییر واسیلی آلیکسیف میگوید که در توکیو، علیرغم محدودیتهای سخت به دلیل پاندمی، بسیاری از کسانی که میخواستند دعا کنند، وجود داشتند. او مراسم را چندین بار در روز میخواند، تطبیق با برنامه ورزشکاران. و در میلان-2026، کاپلان چک هر روز به اردوگاه المپیک میآمد و در هر زمانی که ورزشکاران او نیاز داشتند، قابل دسترسی بود، حتی اگر بخشی از تیم در اردوگاههای مختلف در آلپها پخش شده بودند.
بازیهای المپیک نه تنها مسابقات، بلکه نماد اتحاد نیز هستند. و خدمت کاپلانها بیشتر و بیشتر به صورت بینآیینه در حال تبدیل شدن است. به عنوان مثال، در آلمان، کلیسای کاتولیک و پروتستانی به طور مشترک مراقبت روحانی از تیم را ارائه میدهند. در پاریس-2024، خدمات کاپلانهای پروتستانی شامل نمایندگان مختلف فرقهها بود که به حدود 15،000 ورزشکار، از جمله ورزشکاران معلول، کمک روحانی ارائه میدادند.
در عین حال، هر آیین هویت خود را حفظ میکند، اما در عین حال یاد میگیرد که با یکدیگر تعامل کند. «کلیسای چندآیینه مکان پذیرایی است که کاپلانها میتوانند مشکلات ورزشکاران و تیمهای آنها را بشنوند و درباره آنها بحث کنند» — سازماندهندگان میگویند. این حضور روحانی پاسخ به نیازهای مختلف است: از مدیریت استرس تا سوالات اخلاقی، از فشار رقبا تا نیاز به توجه محبتآمیز.
اما چندآیینگی نیز چالشهای جدیدی ایجاد میکند. در سال 2025، فنلاند برای اولین بار در 60 سال گذشته از حضور نماینده کلیسای پروتستانی در نماینده تیم خود صرف نظر کرد. استدلال این بود که کلیسا نمیتواند تمام تنوع آیینها را پوشش دهد، و در تیم تعداد زیادی ورزشکار از آیینهای مختلف یا بیخدا وجود دارد. با این حال، کشیش لینا هووینن که بیش از 20 سال به عنوان کاپلان خدمت کرده است، در بازیهای المپیک پاریس به عنوان بهترین بین اعضای تیم پشتیبانی شناخته شده است. استعفای او منجر به بحثی شد که تا چه حد مناسب است از این نهاد که دههها به ورزشکاران کمک کرده است، حتی اگر از لحاظ رسمی یک آیین خاص را نمایندگی میکند.
کاپلان در المپیک نه تنها راهنمای روحانی، بلکه تا حد زیادی روانشناس، دوست و نزدیک است. ورزشکاران با سوالات مختلف به او مراجعه میکنند: از درخواستهای «دستها را نگه دار» قبل از مسابقه تا مذاکرات جدی درباره زندگی پس از ورزش. اولدرژیک هخولاتچ میگوید که گفتگوها نه تنها شامل موضوعات ورزشی، بلکه شامل مشکلات زندگی روزمره، شادیها و لحظات دردناک است. «گاهی ما درباره نگرانیها در مورد ادامه حرفه پس از پایان دوره فعال ورزشکار صحبت میکنیم، زمانی که او دیگر در مسابقات و المپیک شرکت نمیکند» — او به اشتراک میگذارد.
فناوریهای مدرن نیز فرماتهای ارتباطی را تغییر میدهند. اولدرژیک هخولاتچ اعتراف میکند که امروز او نه تنها به صورت حضوری، بلکه از طریق شبکههای اجتماعی یا تلفن با ورزشکاران ارتباط برقرار میکند. هر عضو تیم شماره او را دارد و میتواند در هر زمانی به او مراجعه کند. در شرایطی که تیم در اردوگاههای مختلف پراکنده است، این بسیار مهم است.
بودن کاپلان ورزشی در المپیک یک مأموریت خاص است که نه تنها نیاز به تجربه روحانی دارد، بلکه نیاز به استحکام روانی نیز دارد. بازیهای المپیک قله حرفه رقابتی است، لحظهای از بیشترین تمرکز و استرس. مانند این که هخولاتچ میگوید، با هیچ رقابتی قابل مقایسه با المپیک نیست. ورزشکاران در حداکثر تواناییهای خود هستند و در این لحظات، حمایتهایی که ارزیابی نمیکنند، خواستار نمیشوند و محکوم نمیکنند، بسیار ارزشمند است.
به همین دلیل، کاپلان سعی نمیکند ورزشکار را برای پیروزی تنظیم کند. وظیفه او این است که به او یادآوری کند که حتی بهترین ورزشکار نیز تنها یک انسان است و ارزش او از مدالها تعیین نمیشود. مانند این که کشیش کاتولیک آلمانی الیزابت کلمن میگوید، مهم است که «به آنها یادآوری کنیم که ارزش انسان از جایگاه او در لیست رتبهبندیها بستگی ندارد». این پیام عمیق و انسانی در دنیایی که پیروزی اغلب تنها معیار موفقیت است، به شدت به گوش میرسد.
سوال این است که آیا نهاد کاپلانهای ورزشی در آینده حفظ خواهد شد یا خیر، باز است. مثال فنلاند نشان میدهد که حتی یک سنت طولانیمدت نیز میتواند در شرایط سکولار و چندآیینه بررسی شود. اما تجربه کشورهای دیگر نشان میدهد که چنین است. آلمان، چک، روسیه، ایالات متحده و بسیاری از کشورهای دیگر روحانیان را به تیمهای ملی ارسال میکنند، این را نه یک عهد باستانی، بلکه یک عنصر مهم از مراقبت از ورزشکاران میبینند.
ممکن است که آینده در دست تیمهای کاپلانهای چندآیینه باشد که میتوانند آیینهای مختلف را نمایندگی کنند و با ورزشکاران بدون توجه به ایمان آنها کار کنند. این رویکرد در عمل آزمایش شده است — به عنوان مثال، در پاریس-2024، کاپلانهای پروتستانی شامل نمایندگان فرقههای مختلف بودند. یا در آلمان، کاتولیکها و پروتستانیها با یکدیگر همکاری کردند. مهم این است که ورزشکاران همیشه بدانند که جایی وجود دارد که آنها شنیده میشوند، درک میشوند و قضاوت نمیشوند. جایی که آنها میتوانند به سادگی انسان باشند.
New publications: |
Popular with readers: |
News from other countries: |
![]() |
Editorial Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Afghanistan ® All rights reserved.
2024-2026, LIBRARY.AF is a part of Libmonster, international library network (open map) Preserving Afghanistan's heritage |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2