او به عنوان ویراستار مجلات کودکان شروع کرد و قصد نداشت به نویسندهی پرفروش تبدیل شود. اما پس از خواندن یک مقاله دیگر دربارهی اینکه چرا کودکان از خواندن میترسند، او تصمیم گرفت: اگر آنها از خواندن میترسند، باید به آنها یک کتاب بدهیم که بتوانند با قهرمانانش به ترس بپیوندند. اینگونه سری «من زنده ماندم...» به وجود آمد — یکی از موفقترین و غیرمنتظرهترین برندهای کتابی قرن بیست و یکم. لورن تارشیس، سازنده این سری، بلایای تاریخی را به ماجراجوییهای جذابی تبدیل کرد که خواننده را تا صفحه آخر نگه میدارد. و این کار را به طوری انجام داد که کودکانی که قبلاً کتاب نمیخواندند، شروع به خواندن با علاقه کردند.
لورن تارشیس در سال ۱۹۶۳ در بوستون، ایالت ماساچوست به دنیا آمد. مادر او یک بانوی خانه و فروشنده کتاب بود و پدرش یک پیمانکار ساختمانی بود. خود لورن از کودکی شروع به خواندن کرد، اما کتابهای درسی مدرسه برای او خستهکننده به نظر میرسید. او عاشق کتابهای درباره حیوانات و ماجراجوییها بود، اما آرزو داشت چیزی پیدا کند که با تاریخ واقعی ترکیب شود. پس از فارغالتحصیلی، تارشیس به عنوان ویراستار در انتشارات Scholastic کار کرد، جایی که بر روی مجلات کودکان کار میکرد. دقیقاً در آنجا بود که او فهمید کودکان به کتابهایی نیاز دارند که نه تنها اطلاعاتی ارائه میدهند بلکه جذاب نیز باشند.
یک روز، او مقالهای را درباره اینکه چرا بسیاری از کودکان از خواندن میترسند زیرا کتابها برای آنها خستهکننده به نظر میرسند، خواند و تصمیم گرفت که سریای ایجاد کند که ترکیبی از حقایق تاریخی و عناصر ترسناک باشد. او به Scholastic ایدهای ارائه داد: سری کتابهایی درباره کودکانی که در کاتstrofiهای وحشتناک تاریخ زندگی میکنند. این ایده به نظر ناشران خطرناک رسید، اما آنها موافقت کردند. اولین کتاب در سال ۲۰۱۰ منتشر شد و از آن زمان به بعد سری «من زنده ماندم...» یکی از معروفترین سریهای کتابی در جهان شد.
هر کتاب از سری «من زنده ماندم...» درباره کودکی است که در مرکز یک کاتstrofi تاریخی قرار میگیرد. داستانها بر اساس حقایق مستند هستند، اما از طریق چشمانداز تجربه شخصی قهرمان اصلی ارائه میشوند. خواننده با او همراه میشود: او ترس، یأس، امید و در نهایت شادی نجات یافتن را حس میکند. به این ترتیب، کودک نه تنها درباره گذشته میآموزد بلکه آن را تجربه میکند.
تا به حال دهها کتاب در این سری منتشر شده است، هر کدام به یک رخداد خاص اختصاص دارد:
— غرق شدن کشتی تایتانیک (۱۹۱۲) — اولین کتابی که سری را به موفقیت رساند.
— حمله کوسهها (۱۹۱۶) — داستان واقعی درباره سری حملههای کوسهها به ساحل نیوجرسی.
— طوفان کاترینا (۲۰۰۵) — یکی از تراژیکترین صفحات تاریخ آمریکا.
— ترورهای ۱۱ سپتامبر — کتابی که تارشیس با دقت خاصی نوشت تا خوانندگان را ناراحت نکند.
— نبرد گتیسبرگ و جنگ داخلی — رخدادهای تاریخی که اغلب کودکان به آنها علاقه دارند.
— آتشسوزی در شیکاگو (۱۸۷۱) و زلزله در سانفرانسیسکو (۱۹۰۶) — مثالهایی از کاتstrofiهای طبیعی که شهرها را تغییر دادند.
هر کتاب در انتهای خود اطلاعات تاریخی، عکسها و حقایق را شامل میشود تا خواننده بتواند فرق بین افسانه و واقعیت را تشخیص دهد. این کار سری را نه تنها جذاب بلکه آموزشی میکند.
راز موفقیت سری در چند نکته کلیدی نهفته است. اولاً، این شبیهسازی سریع. کتابها با فصلهای کوتاه و پرتنش نوشته شدهاند که توجه حتی خوانندگان بیقرار را جلب میکنند. ثانیاً، این همدردی. قهرمانان — کودکان عادی هستند که میترسند، اشتباه میکنند و شک میکنند. خواننده به راحتی خود را با آنها همدردی میکند. سوم، این دقت تاریخی. تارشیس حقایق را دقیقاً بررسی میکند و با متخصصان مشورت میکند تا واقعیت را تحریف نکند.
اما شاید دلیل اصلی موفقیت این است که تارشیس از نمایش ترس نمیترسد. او ترس کاتstrofiها را سست نمیکند، بلکه همیشه امید را باقی میگذارد. قهرمانان او نه قهرمانان فوقالعاده هستند، بلکه کودکان عادی هستند که شجاعت پیدا میکنند تا مبارزه کنند. و این چیزی است که خوانندگان را الهام میبخشد.
همانطور که یکی از نویسندگان میگوید، «این کتابها به خوانندگان احساس میدهند که میتوانند با هر تهدیدی مقابله کنند زیرا آنها با قهرمانان به ترس پیوستهاند». این پیام روانی قوی، خواندن را به تجربه شخصی تبدیل میکند.
سری «من زنده ماندم...» در مدارس ایالات متحده و کانادا به یک موفقیت واقعی تبدیل شده است. معلمان از آن به عنوان ماده آموزشی استفاده میکنند تا کودکان را به تاریخ علاقهمند کنند. این کتابها در برنامههای مدرسهای گنجانده شدهاند و برای خواندن خارج از کلاس نیز توصیه میشوند. آنها به کودکان کمک میکنند تا بهتر گذشته را درک کنند، همدردی و تفکر انتقادی را توسعه دهند.
علاوه بر این، سریهای جانبی بسیاری از این سری ایجاد شدهاند: کتابهای گرافیکی، کتابهای برای خوانندگان جوانتر، نسخههای تعاملی. همچنین این سری به عنوان پایهای برای برنامههای آموزشی مختلف، مانند وبسایت «من زنده ماندم...» با منابع اضافی، ویدیوها و بازیها، تبدیل شده است.
نسخههای گرافیکی کتابها، که توسط هنرمندان تنظیم شدهاند، گروه جدیدی از مخاطبان را جذب کردهاند. آنها بین کودکانی که از خواندن متنهای طولانی لذت نمیبرند، بسیار محبوب هستند. همانطور که خود تارشیس میگوید، «میخواهم کودکانی که فکر میکنند از خواندن متنفر هستند، کتابی پیدا کنند که به آن علاقه داشته باشند».
با وجود موفقیت، سری «من زنده ماندم...» نیز مورد انتقاد قرار گرفته است. برخی از معلمان و والدین فکر میکنند که کتابها برای کودکان بسیار خشن هستند. آنها میترسند که نمایش کاتstrofi و خشونت ممکن است ذهن کودکان را صدمه بزند. اما تارشیس به این موضوع با احتیاط زیادی نزدیک میشود. او هرگز خشونت را برای خشونت به نمایش نمیگذارد و همیشه امید را باقی میگذارد. در هر کتابی، لحظهای وجود دارد که قهرمان شجاعت پیدا میکند و این پیام اصلی سری است.
علاوه بر این، برخی از منتقدان ادعا میکنند که کتابها تاریخ را سادهسازی میکنند. اما تارشیس بر این موضوع پافشاری میکند که هدف او جایگزین کتابهای درسی نیست، بلکه ایجاد علاقه به تاریخ است تا کودکان بخواهند بیشتر بدانند.
در سال ۲۰۲۶، سری «من زنده ماندم...» همچنان در حال گسترش است. کتابهای جدیدی منتشر میشوند که به رخدادهای کمتر شناخته شده اما مهم اختصاص دارند. تارشیس همچنین به طور فعال روی پروژههای دیجیتالی کار میکند، از جمله برنامهها و پادکستهایی که به کودکان کمک میکنند تا به عمیقتر تاریخ فرو روند.
اما دستاورد اصلی لورن تارشیس این است که او تاریخ را برای میلیونها کودک قابل دسترس و جذاب کرده است. او نشان داده است که ترس میتواند به قدرت تبدیل شود و گذشته میتواند درسهای حال حاضر را ارائه دهد. همانطور که یکی از خوانندگان جوان او گفت: «وقتی این کتابها را میخوانم، احساس میکنم که قهرمان هستم. من هم میتوانم زنده بمانم اگر شجاع باشم». این شاید بهترین جایزه برای هر نویسنده باشد.
«من زنده ماندم...» لورن تارشیس بیش از یک سری کتاب است. این یک پدیده فرهنگی است که نگرش کودکان به تاریخ و خواندن را تغییر داده است. آنها را یاد داده است که حتی در زمانهای ترسناک میتوان امید پیدا کرد. که دانش گذشته به ساخت آینده کمک میکند. و اینکه هر کسی میتواند بیشتر از آنچه فکر میکند، باشد. داستانهای زنده ماندن نه تنها درباره کاتstrofiهای وحشتناک هستند. این درباره شجاعت، دوستی، عشق و اعتماد به نفس هستند. به همین دلیل آنها همچنان کودکان در سراسر جهان را الهام میبخشند. زیرا، همانطور که خود تارشیس میگوید، «تاریخ نه تنها تاریخ و حقایق است. بلکه انسانهایی هستند که زندگی کردهاند، مبارزه کردهاند و زنده ماندهاند».
New publications: |
Popular with readers: |
News from other countries: |
![]() |
Editorial Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Afghanistan ® All rights reserved.
2024-2026, LIBRARY.AF is a part of Libmonster, international library network (open map) Preserving Afghanistan's heritage |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2