دوره شب یلدا (آدوونت) و به ویژه شب چله (نیمه شب جشن) در سنتهای اروپایی و اسلاوی یک زمان لیمینال (پایانهای) منحصر به فرد است که در آن قوانین اجتماعی و طبیعی ضعیف میشوند و مرز بین جهانها قابل نفوذ میشود. ایمان به جادوگری در این روزها نه فقط یک خرافه، بلکه یک مجموعه پیچیده از اعمال روتین است که مدلهای فکری باستانی، چرخههای کشاورزی و نیاز عمیق روانی به معجزه را منعکس میکند.
ключ به درک — در مقدسسازی زوال آفتاب زمستانی، که با شب یلدا از لحاظ تاریخی پیوند خورده است. این لحظه کمترین فعالیت آفتاب، "مرگ" ستارگان قدیمی و تولد ستاره جدید است. در تقویم عامه مردم این زمان توقف، مکث در جریان عادی زمان، زمانی است که امکان تماس با جهان دیگر ممکن است. شب چله (از "سوچو" — غذای ناشتا) به عنوان اوج روزهداری، نشاندهنده پایان چرخه قدیمی و آمادهسازی برای چرخه جدید است.
اعمال میتوانند به چند بخش موضوعی تقسیم شوند، هر کدام از آنها وظایف روانی یا اجتماعی خاصی را حل میکنند.
1. پیشگویی و گزیدن (جادوگیری).
عملکرد: تلاش برای کسب دانش از آینده در لحظهای که "پرده باز شده". به ویژه این به سرنوشت — ازدواج، رفاه، زندگی و مرگ مربوط بود.
مثالها:
گوش دادن زیر پنجره (سنت اسلاوی): شنیدن قطعات صحبت — پیشگویی برای شنونده.
ریختن شمع/سرب در آب: شمع یا سرب مذاب را در آب میریختند و از شکل جامد شدهی آنها به آیندهای که پیشبینی میشد، تعبیر میکردند (کشتی - سفر، تاج - موفقیت).
پیشگویی با کفش/چکمه: دختر جوان کفش یا چکمهاش را از دروازه پرتاب میکرد — به سمت که کفش نشان میداد، از آنجا میآمد و داماد خواهد آمد.
این اعمال ساختارهای ترس از آینده را سازماندهی میکنند، به تصور کنترل از طریق تفسیر نشانههای تصادفی میدهند.
2. آیینها مرتبط با روحانیت اجداد و نیروهای دیگرجهانی.
عملکرد: تملق یا حفاظت از نیروها و دیگرجهانی.
مثالها:
گذاشتن غذا روی میز یا پنجره برای روحانیت اجداد (در اسلاوی غربی، در بالتیک). این یک باقیمانده از یادبود پدر و مادر است که در جشن مسیحی یکپارچه شده است.
ممنوعیت دوختن، پارچه و دیگر کارهای با وسایل تیز، تا نگذارند "روح" که به خانه آمده است، "زخمی" شود.
باورها در مورد فعالیت ویژه نیروهای ناپاک (در سنت اسلاوی — جادوگران، شیطانها)، که باید با نشانههای خاصی از بین برده شوند (رسم کشیدن صلیبهای سفید روی درها).
3. جادوی کشاورزی و تولید.
عملکرد: تضمین باروری و رفاه مزرعه در سال آینده از طریق اعمال نمادین.
مثالها:
بستن پاها با رشته (در لهستان، بلاروس) — تا "باری" محصول آینده را "ببندند"، تا "فرار" نکنند.
آوردن یک بندک از جو (دیدو) در اوکراین — نماد روحانیت اجداد و ضامن باروری.
آیین کولادو (کولادو) ابتدا ماهیت جادویی داشت: لباسپوشان، که خود را به عنوان روحانیت یا اجداد مینمایند، با بازدید و آرزوهای خیر (کولادو) باید باروری مزارع و تولید دام را تضمین میکردند.
4. اعمال مرتبط با حیوانات و توانایی شگفتانگیزشان در سخنگویی.
عملکرد: دریافت دانش پنهان از "پاک" یا "غیرعاقل" جانوران، که به طبیعت و جهان دیگر نزدیکتر هستند.
مثالها: باور به اینکه در نیمه شب شب چله، دام در گلهگاه به زبان انسانی تبدیل میشود و میتواند آینده را پیشبینی کند یا از بدرفتاری شکایت کند. این نشاندهنده برخورد باستانی به دام به عنوان عضو برابر خانواده و مکان گلهگاه را به عنوان مرز بین خانه و طبیعت به صورت جادویی نشان میدهد.
روانشناسی جمعی: شبهای بلند زمستانی، ترس از آینده (باروری، سلامتی) باعث افزایش قابل توجه تأثیرپذیری و نیاز به حفاظت روانی میشود. آیینها این ترس را سازماندهی میکنند، آن را به اعمال مشخص و قابل مدیریت تبدیل میکنند.
تقارن و کروناوال: لباسپوشی، پیشگویی، لغو ممنوعیتهای روزمره، ایجاد یک محیط موقت تقارن، زمانی که جهان "برعکس" میشود. این عملکرد وظیفه مهمی در کاهش تنش و بهروزرسانی روابط اجتماعی را انجام میدهد.
عملکرد پیوند: انجام آیینها به طور مشترک (پیشگویی دختران، کولادو مردان) پیوندهای درونگروهی را تقویت میکند، به ویژه در میان جوانان، و تعلق به جامعه را به وضوح نشان میدهد.
با رacionalization of consciousness and urbanization, the explicit belief in the magical underpinnings of these actions has faded. However, many practices have shifted to another semiotic plane:
به عنوان یک سنت خانوادگی و بازی: پیشگویی، به ویژه در میان جوانان، به عنوان یک رitus فولکلوریستی سرگرمکننده، فرم فریب و ایجاد یک محیط جشن خاص حفظ میشود.
به عنوان یک عنصر کد فرهنگی و nostalgi: تزئین درخت کریسمس (نسبت به تصورات از درخت جهانی)، انتظار دریافت هدیهها (تغییر یافته به ایمان به هدایای هدهد یا روحانیت) احساس "معجزه" را برای کودکان حفظ میکند.
به عنوان یک عادت: "چگونه شب چله را بگذرانی، سال را خواهی گذراند" — باقیمانده روانی باقیمانده از ساکرالیت این روز.
یک واقعیت جالب — "آتشبس کریسمس" 1914: در جبهه غربی جنگ جهانی اول، سربازان آلمانی و بریتانیایی به طور خودجوش آتش را متوقف کردند، کولادو را خواندند، هدیهها را مبادله کردند. این میتواند به عنوان یک بیان قوی از قدرت آرکیتایپ جشن، که موقتاً قوانین خشن جنگ را لغو کرد و فضایی برای انسانیت ایجاد کرد — نوعی جادو بزرگ در شرایط اضطراری — تفسیر شود.
ایمان به جادوگری در شب یلدا و شب چله نه یک باقیمانده از نادانی، بلکه یک مکانیزم فرهنگی پیچیده برای سازگاری انسان با چرخهای زمان و غیرقابل پیشبینیگی جهان است. از طریق سیستم آیینها، جامعه سعی میکند به صورت نمادین آینده را بر اساس سناریوی موفقیت برنامهریزی کند، ارتباط با اجداد و طبیعت را بازیابی کند و تنش اجتماعی را کاهش دهد. در دنیای سکولار شده مدرن، این ایمان بیشتر به صورت десاکرالینه شده است، اما فرم آن حفظ میشود، نیاز عمیق روانی به معجزه، امید و بازسازی را تغذیه میکند که در سردترین و سردترین زمان سال تشدید میشود. به این ترتیب، انتظار معجزه در کریسمس یک کد روانی و فرهنگی باستانی، اما همچنان کارآمد است که به شما اجازه میدهد زمستان را نه تنها از نظر فیزیکی، بلکه از نظر وجودی نیز پشت سر بگذارید.
© library.af
New publications: |
Popular with readers: |
News from other countries: |
![]() |
Editorial Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Afghanistan ® All rights reserved.
2024-2026, LIBRARY.AF is a part of Libmonster, international library network (open map) Preserving Afghanistan's heritage |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2