رابطه قسمة و روز ولنتاین برای فرد امروزی ممکن است فراموش شده یا فراموشپذیر به نظر برسد. اما دقیقاً همین سنتهای کهنگانهی پیشبینی و انتخاب تصادفی در اصل این جشن، پیش از رمانتیسم تجاریاش، قرار دارند. تحول از قسمة آیینی تا ایده "ملاقات سرنوشتی" نشاندهندهی تغییر عمیقی در درک عشق است: از تصادف اجتماعیشده به پیشبینیهای فردی.
پیشنمایندهی سنتهای ولنتاین، جشنهای لوپرکالی (Lupercalia) رومی بود که در 15 فوریه برگزار میشد. در چارچوب این جشن باروری، یک آیین کلیدی وجود داشت که به ویژه توسط پلوتارک توصیف شده است. نامهای دختران بیهمسر در یک ظرف گذاشته میشد و مردان جوان آن را بیرون میکشیدند. زوجهایی که به این شکل تصادفی تشکیل شده بودند، شریک زندگی خود را برای مدت زمان جشن و حتی بیشتر مییافتند.
این آیین نه یک سرگرمی بود، بلکه یک مکانیزم اجتماعی و مذهبی با نمادهای پیچیده:
ساکرالسازی تصادف: انتخابی که به خدایان یا سرنوشت (Fortuna) واگذار شده بود، اتحاد موقت را مشروعیت میبخشید و مسئولیت شخصی افراد را کاهش میداد.
وظیفهی ترکیب اجتماعی: قسمة زوجها از مرزهای اجتماعی و قبیلهای عادی شکست میداد و امکان ایجاد ارتباطات جدید درون جامعه را فراهم میکرد.
رابطه با چرخهی کشاورزی: آیین باروری که به زمین (ضرب با چوبهای مقدس برای تضمین محصول) هدف داشت، به باروری انسانی نیز پروژهریزی میشد.
نکتهی جالب: وجود نظریهای است که میگوید پاپ ژلاسیوس اول، که در سال 494 لوپرکالی را ممنوع کرد و روز یادبود سنت ولتین را در 14 فوریه تعیین کرد، نه تنها سعی داشت جشن مذهبیی غیرمسیحی را با مسیحیت جایگزین کند، بلکه انرژی پرشور و سکولار آن را به یک مسیر کنترلشدهتر در احترام به شهید بهرهبرداری کرد. اما سنت قسمة مردم زنده ماند.
در انگلستان و اسکاتلند تا اوایل قرن هجدهم، سنتهایی از لوپرکالی وجود داشت که از آن به ارث برده شده بود: 14 فوریه، مردان و زنان جوان هر دو جنسیت قسمة میکشیدند و از یک ظرف بلیطهایی با نامها بیرون میکشیدند. "ولنتاین" یا "ولنتینک" انتخاب شده به این شکل به شریک زندگی (یا نمونهای برای تقلید در فضایل) برای یک سال آینده تبدیل میشد. این یک شکل تعامل اجتماعی رتوششده بود که اغلب بدون نکتهی عشقی بود، اما بر اساس ایدهی پیشبینی الهی در روابط انسانی بود.
در عین حال، در فرهنگ عامه اروپا، یک لایهی از پیشبینیهای ولنتاین شکل گرفت، که بین دختران بسیار محبوب بود:
انگلستان: دختر باید یک تخممرغ خاص با نمک در شب بخورد تا در خواب شوهر خود را ببیند.
آلمان: دختران در روز ولنتاین لپه در گلدانها میکاشتند و آنها را با نامهای مردانهای امضا میکردند. لپهای که اولین بار رشد میکرد، به آن زن باید ازدواج میکرد.
نکتهی مشترک: این روشها به انتخاب نمیپرداختند، بلکه به شناسایی سرنوشتهای پیشپیش تعیینشده میپرداختند. قسمة و پیشبینیها ابزارهایی برای خواندن ارادهی الهی، که از دست انسانها پنهان بود، بودند.
عصر روشنگری و رمانتیسم ضربهی مرگباری به سنتهای قسمة زد. تغییرات کلیدی:
فردیسازی احساس: عشق به یک رابطهی منحصر به فرد و غیرمنطقی بین دو روح درک شد، نه یک قرارداد اجتماعی یا نتیجهی یک تصادف.
فرهنگ آزادیخواهی: ایدهی اینکه ازدواج باید بر اساس احساس شخصی و انتخاب آگاهانه باشد، نه تصمیم خانواده، جامعه یا سرنوشت، غالب شد.
کامرسسازی: با ظهور تولید انبوه "ولنتینها" (از دههی 1840)، تأکید از دریافت شریک زندگی تصادفی از طریق قسمة به بیان احساسات انتخابشده از طریق خرید و هدیهدهی کارت پستال تغییر کرد.
قسمة از ساکرالیته خارج شد و به بازی کودکانهای تبدیل شد که تنها در کارتهای پستال تزئینی با پیشبینیهای شوخطبعانه باقی ماند.
به طور عجیبی در قرن بیست و یکم، ایدهی قسمة به حوزهی روابط بازگشت، اما در فرم جدیدی — به عنوان الگوریتمهای آشنایی (Tinder، Bumble و غیره).
سوئیپ (سوئیپ کردن) به عنوان قسمة دیجیتالی: کاربر، با تلاش برای مشاهدهی پروفایلها، اساساً در یک لاتاری ساده بازی میکند که بر اساس اولین تأثیر بصری است. سپس الگوریتمها潜在的 شریکها را رتبهبندی میکنند و "تصمیم" را برای انسان میگیرند.
حس اشتباه پیشبینی: شعارهای تبلیغاتی برنامهها ("پایندهی دومیت را پیدا کن"، "سرنوشت منتظر است") همان ایدهی کهنگانهی یک زوج پیشپیش تعیینشده را که زمانی توسط پیشبینیها شناسایی میشد، استفاده میکنند.
تفاوت اساسی: اگر قسمة باستانشناختی یک آیین جمعی و عمومی بود، پس قسمة دیجیتالی — فردی، خصوصی و تجاریسازی شده (تبدیل به خدمت پرداختپذیر) است. تصادف در اینجا مقدس نیست، بلکه محصول مدلهای ریاضی و منطق تجاری است.
توضیح علمی: انسانشناس آرنولد وان هنگنپ میتوانست قسمة ولنتاین باستان را به عنوان یک آیین لیمینال (پورگاتی) طبقهبندی کند. این آیین به طور موقت نظم اجتماعی عادی را از بین میبرد و فضایی برای روابط غیرساختاریافته و پتانسیلهای تولیدی ایجاد میکرد، سپس زندگی به مسیر عادی خود بازمیگشت، اما با شریکهای جدید پتانسیلدار. جشن ولنتاین مدرن، بدون قسمة، به یک آیین تایید روابط موجود تبدیل شده است، به عبارت دیگر، ابزاری برای تقویت وضعیت موجود.
تاریخ قسمة در زمینهی روز ولنتاین — داستانی از از دست دادن معنای ساکرال تصادف و پیروزی ایدهی انتخاب عاشقانهی آگاهانه است. آیین کهنگانهی قسمة زوجها تصمیم را به خدایان واگذار میکرد و فشار را از روی انسان کاهش میداد. فرهنگ مدرن، قسمة را رد کرده است و تمام مسئولیت را برای یافتن و انتخاب "زوج خاص" به روی فرد قرار داده است، که این امر آزادیهای جدیدی ایجاد کرده است، اما همچنین نگرانیهای جدیدی ایجاد کرده است. بازگشت "قسمة" به فرم الگوریتمهای دیجیتالی تنها این دوگانگی را برجستهتر میکند: ما میخواهیم به سرنوشت ایمان داشته باشیم، اما به محاسبات Big Data اعتماد میکنیم. به این ترتیب، تمایل عمیق به اینکه عشق تا حدی پیشپیش تعیینشده باشد، همچنان ادامه دارد، اما فقط شکلهای تکنولوژیکی خود را تغییر میدهد.
New publications: |
Popular with readers: |
News from other countries: |
![]() |
Editorial Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Afghanistan ® All rights reserved.
2024-2026, LIBRARY.AF is a part of Libmonster, international library network (open map) Preserving Afghanistan's heritage |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2