در ادبیات داستانی، تصویر انسانی که به کار مفتوحه شده است، مسیر طولانی و پیچیدهای را طی کرده است. از تقریباً لعنت بابلی «در عرق پیشانی خود خوراک خواهی خورد» تا کرسی قهرمان خلاق رمانتیک، از شخصیت تراژیک، که در خدمت میسوزد، تا تصویر طنزآمیز کارمند دفتری، که زندگیاش زیر تسلط مهلتهای پایانیافته و اخلاق سازمانی است. ادبیات همیشه آینهای بوده است که جامعه در آن ترسها و ایدههای خود را بررسی میکند. و نگرش به کارگوشی — در واقع، نگرش به خود ایده کار، معنا، ارزش و مرزهای آن است. این تصویر چگونه تغییر کرده است و امروزه چه چیزی درباره ما میگوید؟
برای قرنها، کار به عنوان یک تنبیه در نظر گرفته شده است. داستان بابلی درباره بیرون راندن از بهشت ایدهای را تثبیت کرد که کار کردن به معنای کفاره گناه است. در ادبیات قرون وسطی، قهرمان کارآمد اغلب یک راهب یا کارگر است که کار خود را به عنوان خدمت به خداوند انجام میدهد، نه به عنوان هدف. حقیقتاً معنا — دعا و تأمل است، نه فعالیت بیمعنا. اما با ورود به عصر جدید، به ویژه پس از اصلاح، نگرش به کار به طور اساسی تغییر میکند. اخلاق پروتستانی، که توسط مکس وبر ستایش شده است، کار را نه به عنوان یک لعنت، بلکه به عنوان یک دعوت، فرم شکلی از خدمت به خداوند اعلام میکند. و ادبیات به تدریج شروع به تسخیر قهرمان جدیدی میکند — انسانی که برای او کار به معنای زندگی میشود.
در رمانهای قرن هجدهم، ما تجار و کارآفرینانی را میبینیم که مغرور به کار خود هستند، نه این که مورد محکومیت قرار گیرند، بلکه موضوع تحسین قرار میگیرند. دفو، سویفت و سپس بальزاک تصاویری از افرادی را ایجاد میکنند که به طور کامل به خاطر کار سخت خود موفق میشوند. کارگوشی آنها — راهی به سوی موفقیت، به رسمیت شناخته شدن و خودآگاهی است. اما در این تصاویر اولیه نیز دوگانگی نهفته است: پشت موفقیت بیرونی اغلب تنهایی، از دست دادن روابط انسانی و کورسویی اخلاقی وجود دارد.
دوره رمانتیسم، بعد جدیدی به تصویر کارگوشی میافزاید. اکنون این نه تنها یک تاجر یا کارگر است، بلکه یک هنرمند، دانشمند، شاعر — خلاق، که در حالت استراحت، حتی با جنون کار میکند. کار او نه خدمت، بلکه قربانی است. او خود را به کار خود میدهد و اغلب این خودگذشتگی او به مرگ او منجر میشود. به یاد داشته باشیم که شخصیتهای بальزاک — هنرمند فرنخوفر یا دانشمند کلاس که به دلیل اشتیاق به ابدیت از دیوانگی میافتند. یا فاوست گوته که برای دانش و فرصت خلق، قراردادی با شیطان امضا میکند. کارگوشی رمانتیک — شخصیتی تراژیک، تقریباً افسانهای است. کار او سرنوشت اوست و او نمیتواند از آن دست بکشد، حتی اگر او را بکشد.
این تصویر برای مدتها در ادبیات باقی مانده است. او را به تصویر یک گنی که باید از رنج رنج ببرد، که باید مفتوحه باشد، میکشاند. اگرچه ما از این قهرمان تحسین میکنیم، اما از سرنوشت او نیز هشدار میدهیم. زندگی او یک هشدار است: کار نباید فرد را کاملاً خوراک بگیرد.
در ادبیات قرن نوزدهم، به ویژه در کلاسیکهای روسی، تصویر کارگوشی رنگ اجتماعی به خود میگیرد. این دیگر نه یک خلاق افسانهای و نه یک کارآفرین موفق است، بلکه یک انسان کوچک که مجبور است به سختی کار کند تا بتواند زنده بماند. شخصیتهای چخوف — معلم، پزشک، کارمند — به خاطر نیاز به زنده ماندن کار میکنند، نه به خاطر دعوت. کار آنها خوشبختی نمیآورد، بلکه آنها را خسته میکند. در داستان «خواب میخواهم» ما دختری را میبینیم که تا نابینایی کار میکند و این دیگر نه فقط خستگی، بلکه یک نوع استبداد اجتماعی است. در اینجا کارگوشی نه انتخاب، بلکه لعنت است. او انسانیت خود را از دست میدهد.
در این سنت، کارگوشی نه قهرمان، بلکه قربانی است. او انتخابی برای مغرور به کار خود ندارد، او به آن زیردست است. زندگی او یک زنجیره از وظایف بیپایان است که از آن هیچ خروجی وجود ندارد. و این تصویر به ویژه در ادبیات جنگ، بازسازی پس از جنگ، و پنج سالههای شوروی، جایی که انسان تنها یک قطعه از یک ماشین بزرگ است، بسیار زنده است.
در قرن بیستم، با ورود مدرنیسم، تصویر کارگوشی پیچیدهتر و چندگانهتر میشود. کافکا ما را با یک کارمند میآشنا میکند که کار نمیکند تا زندگی کند، بلکه تا نتواند بیمعنایی وجود خود را درک کند. کارگوشی او یک راه برای فرار از خالی بودن وجودی است، برای پر کردن زمان تا نتواند با خود مواجه شود. در این معنا، کار یک شکل خودفریبی است و کارگوشی یک فردی است که از سکوت و آزادی میترسد.
در ادبیات اکسینسیال (کامو، سارتر) شخصیتها اغلب با انتخابی مواجه میشوند: کار کردن برای زنده ماندن یا از کار بیمعنا دست کشیدن برای واقعیت. در اینجا کار یک بخش از ابسورد است که یا باید پذیرفته شود یا شکسته شود. کارگوشی در این زمینه یک شخصیت است که توانایی انتخاب را از دست داده است، او فقط یک برنامه را اجرا میکند و این او را به یک موجود تقریباً مکانیکی تبدیل میکند.
امروزه ادبیات به طور مداوم به تصویر کارگوشی فکر میکند، اما با طنز و حتی سارکاسم. رمانهای پسامدرن، داستانهای دفتری، آنتیآپوکالیپسهای سازمانی ما را با کارمندان دفتری آشنا میکند که دیگر به معنای کار خود باور ندارند، اما به خاطر اینکه نمیدانند چگونه دیگر. کارگوشی آنها یک شکل از انطباق است، راهی برای وپاشتن در سیستم. آنها به آتش نمیسوزند، آنها فقط مشغول هستند. و این آنها را نه به عنوان قهرمان، بلکه به عنوان قربانی میکند، نه از یک normه اجتماعی، بلکه از یک normه فرهنگی که ما را از طریق حرفهایگری به هویت میبندد.
در این رمانها، مانند «کorpora-tion» یا «Of-fice»، کارگوشی به عنوان یک شخصیت طنزآمیز تصویر میشود که مغرور به کار خود به نظر میرسد، اما در پس این طنز، ترس وجود دارد: آیا ما نیز در جای او نخواهیم بود؟ طنز ادبیات مدرن ميثاق بزرگ کار را بشکست، اما هیچ چیز به جای آن ارائه نمیدهد، فقط یک غم سبک.
تصاویر کارگوشی ادبی، با وجود تنوع آنها، ویژگیهای مشترکی دارند. اینها افرادی با ترس درونی بالا هستند که کار را راهی برای خفه کردن آن میدانند. اغلب مشکلات در روابط شخصی دارند، زیرا نمیتوانند به آنها تغییر دهند. آنها کنترل را میارزند و تحمل نمیکنند که ناگهانی باشد. مغروریشان یک محافظت از هرج و مرج است. این عمق روانشناختی باعث میشود که تصاویر ادبی زنده باشند. نویسندگان نه تنها رفتار را توصیف میکنند، بلکه جهان درونی، انگیزهها، ترسهایی که شخصیتهای خود را هدایت میکنند، را نشان میدهند.
نویسندگان مدرن بیشتر و بیشتر به نزاع درونی اولویت میدهند: بین میل به موفقیت و نیاز به آرامش، بین شغل و خانواده، بین وظیفه و خوشبختی. کارگوشی دیگر یک شخصیت یکپارچه نیست — او یک شخصیت پیچیده و متضاد است که نزاع با خودش را نشان میدهد و این او را به خواننده نزدیکتر میکند.
تصویر کارگوشی در ادبیات داستانی مسیر طولانی از لعنت به دعوت، از قهرمانی به قربانی، از تراژدی به طنز را طی کرده است. هر دوره کارگوشی خود را ایجاد کرده است که در او ارزشها و ترسهای خود را منعکس کرده است. امروز ما در دنیایی زندگی میکنیم که فرهنگ موفقیت و کارایی همچنان قوی است، اما ادبیات تصاویر پیچیدهتر و کمتر ایدهآلگرایانهای ارائه میدهد. او نشان میدهد که پشت موفقیت بیرونی خالی است و پشت مغرور به کار، ترس وجود دارد. و شاید مهمترین وظیفه ادبیات این باشد که ما را فراموش نکند که کار تنها بخشی از زندگی است، نه خود زندگی.
New publications: |
Popular with readers: |
News from other countries: |
![]() |
Editorial Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Afghanistan ® All rights reserved.
2024-2026, LIBRARY.AF is a part of Libmonster, international library network (open map) Preserving Afghanistan's heritage |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2