در میدان دو نفر بیرون میآیند. یکی برای دو نفر. سوار و اسب. این نه فقط ورزش است. این یک گفتگو بدون کلمات، ترکیب اراده، تعادل و نفس است. آنها با حرکت ران، انحنای گردن، نگاه یکدیگر را میفهمند. این ارتباط چگونه به دست میآید؟ آیا میتوان آن را توضیح داد؟ در مورد هنر بودن یک باقیمانده با هزار کیلوگرم بدن زنده صحبت میکنیم.
اسب و انسان چندین هزار سال با هم بودند. ابتدا اسبها غذا بودند، سپس حمل و نقل، سپس سلاح. و سپس دوست. در ورزش اسبسواری شریک شدن اصلی شد. برندهای که قویتر است، برنده نیست، بلکه کسی که بهتر میفهمد.
در دوران باستان سواران با قدرت و درد (چوبهای دندانهدار، ناقوسهای با دندانههای تیز) مدیریت میکردند. در قرون وسطی شوالیهها سنگین بودند، اسبها صبور. در عصر رنسانس مدارس مانژهای ظاهر شدند، جایی که به سوار میآموختند که اسب را «رهبری» کند، نه «کشیدن».
نظریه مدرن (قرن بیستم) — شریک شدن. مربی فرانسوی نوسبرگر میگفت: «اسب نباید از سوار بترسد. او باید او را احترام کند». امروز روشهای سختگیرانه مجازات میشوند، مجوزها لغو میشوند.
در سال ۲۰۲۶ فدراسیون بینالمللی ورزش اسبسواری (FEI) قانونی معرفی کرد: هر سوار قبل از مسابقه باید «منشور خوشبختی اسب» را امضا کند. بدون این — رد صلاحیت.
زبان بدن. اسب کوچکترین حرکت را میفهمد. پیام (فشردن پاها توسط سوار) — «روید». توقف نفس — «توجه’. چرخش بدن — جهت حرکت. کاهش فشار به طناب — «توقف’.
ناقوسها نه چرخش، بلکه راهنمایی هستند. سوار اسب را از دهان نمیکشد، بلکه بر روی گوشههای لب فشار میآورد — اسب میفهمد: «چرخش’. شپورها نه تنبیه، بلکه توضیح دستور. در دستان خوب، اسب درد نمیکند.
صدای: «تپرو’ — بایست. «تپ-تپ’ — سریعتر. «نو-نو’ — روید. اسبها تونیک را تشخیص میدهند.
در پارا-اسبسواری و اسبسواری نمایشی از کلیکر (صدای خشک) برای تشویق استفاده میشود.
مهم: اعتماد. اسب نمیتواند از یک مانع بلند بپردازد اگر به سوار اعتماد نداشته باشد. در یک جنگل ناشناخته نمیتواند بچرخد اگر خطر را احساس کند. اعتماد سالها ساخته میشود.
نیازی به قدرت بزرگ نیست. نیاز به تعادل است. سوار باید مستقیم بنشیند، بدون توجه به حرکات اسب. این با کار کردن روی عضلات شکم و کمر به دست میآید. دومین چیز مهم — آرامش. اسب ترس سوار را حس میکند و خودش هم ترسیده میشود.
سوم — همدلی. فهمیدن زمانی که اسب خسته است، زمانی که درد دارد، زمانی که از شخصیت خودش سرکش میشود و زمانی که از درد. چهارم — صبر. اسب ربات نیست. ممکن است گوش ندهد. سوار نباید عصبانی شود.
پنجم — دانش بیومکانیک. زمانی که باید سرعت بگیریم، زمانی که استراحت کنیم، چگونه در گالوپ چرخش کنیم. سوار سالها یاد میگیرد.
زن سوار معروف مونیکا (آلمان) گفت: «من به اسب فرمان نمیدهم. من از او میخواهم. او موافقت میکند. این همان ورزش است’.
اسبها شخصیت دارند. هستند آرام (فرزیها، اسبهای سنگین)، هستند داغ (آرابها، اسبهای خالص انگلیسی). هستند مهربان، هستند عصبی. سوار باید اسب را با شخصیت خودش تطبیق دهد.
برای تازهکار — کوبهای آرام، کوبهای قدیمی. برای حرفهای — جوانهای داغ که کوچکترین حرکت را حس میکند. اسب میتواند ناراحت شود: اگر با چوبهای دندانهدار زده شود، ممکن است از پریدن امتناع کند. ممکن است انتقام بگیرد: وقتی سوار از روی اسب پایین میآید، میتواند گاز بزند.
اسب نیز سوار را انتخاب میکند. گاهی اوقات که با یک سوار پرواز میکند، با سوار دیگری مقاومت میکند. این غیرقابل توضیح است، اما واقعیت است.
در ورزش اسبسواری میگویند: «سوار زمان میخرد، و اسب تصمیم میگیرد که آیا برنده شود یا نه’.
ابتدا — کار بدون اسب: ورزش، تعادل بر روی دستگاه، کشش. سپس — روی رابطه طولانی (اسب میچرخد در یک دایره، سوار یاد میگیرد که چگونه بنشیند). سپس —过渡 به مدیریت. به «وضع بدن’ آموزش میدهند: جلو — گالوپ، عقب — توقف.
به احساس ریتم آموزش میدهند. قدم — ۴ ضربه دندانه در ثانیه. شکار — ۲ ضربه. گالوپ — ۳ ضربه. سوار باید با ریتم ترکیب شود، در هماهنگی حرکت کند.
تمرینها ۲-۳ ساعت، ۴-۵ بار در هفته. سوار باید از اسب مراقبت کند: تمیز کردن، سوار کردن، غذا دادن. این ارتباط را تقویت میکند.
حرفهایها با روانشناس کار میکنند تا یاد بگیرند که «سر خود را قطع کنند’ و فقط پشت اسب را احساس کنند.
«دستها تکان میخورند’ — هیچ تماسی با طناب نیست. «تنگی’ — سوار خشک است، اسب دستورات را نمیفهمد. «رشد’ — سوار طناب را میکشد، اسب عصبانی میشود. ‘‘بدن جلو’’ — انحنای زودرس قبل از پریدن، اسب تعادل از دست میدهد.
‘‘ترس’’ — سوار میترسد، اسب آن را حس میکند و نیز میترسد. ‘‘بدون انگیزه’’ — سوار دستورات واضح نمیدهد، اسب هر کاری میکند.
اشتباه معروف: وقتی سوار میافتد، دست به طناب میگیرد و اسب را از دهان میکشد. این دردناک است و میتواند اسب را به خشونت وادار کند.
حرفهایها یاد میگیرند که چگونه بیفتند (گروهبندی، چرخش). وقتی اسب احساس میکند که سوار افتاده است، معمولاً متوقف میشود.
پییر دو ران و ژاپپلور (فرانسه) — طلای المپیک ۱۹۸۸. اسب کوچک و سوار упسار. داستان آنها — در مورد اعتماد در برابر همه چیز.
شارلوت دوژاردن و والتگرو (انگلستان) — ۵ مدال طلای المپیک در اسبسواری نمایشی. درک ایدهآل: اسب پاراژون را زیر موسیقی اجرا میکرد، مانند نتها.
ایزابل ورت و گایگنت (آلمان) — ۱۲ مدال المپیک (در اسبسواری نمایشی). همکاری که طولانی شد.
در اسبسواری مسابقهای — مارکوس انینگ و فرایزر (آلمان). اسب بسیار عصبی بود، اما مارکوس راهی پیدا کرد: او قبل از شروع شروع به لمس اسب میکرد، کلمات میگفت. آنها در جام جهانی برنده شدند.
در پارا-اسبسواری — ناتاشا بیکر و لرد (انگلستان). ناتاشا روی ویلچر است، لرد هر حرکت کوچک بدن او را حس میکند.
روابط در میدان اسبسواری تمام نمیشود. سوار به اسب در اصطبل میرود، سیب و هویج میآورد، تمیز میکند، صحبت میکند. اسب از دیدن شخص خودش خوشحال میشود، میخندد، وقتی او را میبیند.
اگر اسب بیمار شود، سوار هزینه دامپزشک را میپردازد، شبها با او میماند. اگر سوار زخمی شود، اسب منتظر بازگشت او میماند.
یک مورد معروف: سوار زن (ماریا، روسیه) در یک تصادف، یک ماه در کما بود. اسب او (ویدر) نمیخورد، در جلو اتاق اصطبل ایستاده بود و میخندید. وقتی ماریا برگشت، ویدر سرش را روی شانه او گذاشت. آنها دوباره پس از شش ماه باز به رقابت پرداختند.
اسب خیانت نمیکند. این چیزی است که هر کسی که حتی یک بار در اسب سواری نشسته است میداند.
در سال ۲۰۲۶، وقتی فناوری جایگزین ارتباطات زنده میشود، سوار و اسب به ما یادآوری میکنند: چیزهایی هستند که ماشین نمیتواند جایگزین کند. اعتماد، گرمی، درک مشترک. در اسب سواری آنها یک باقیمانده هستند. و این فوقالعاده است.
New publications: |
Popular with readers: |
News from other countries: |
![]() |
Editorial Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Afghanistan ® All rights reserved.
2024-2026, LIBRARY.AF is a part of Libmonster, international library network (open map) Preserving Afghanistan's heritage |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2