مرکز اروپا نه فقط یک منطقه جغرافیایی است. این مکان جایی است که فرهنگها، زبانها و امپراتوریها با هم برخورد و از هم جدا میشوند. نمادهای آن بلند نمیخوانند، بلکه زمزمه میکنند. قلعه بر تپه، کلیسای گوتیک، میدانی که همیشه موسیقی در آن مینوازد و رودی که شهر را تقسیم میکند. از وین تا پراگ، از بوداپست تا کракوف — در اینجا هر سنگی نفس تاریخ میکشد و هر نماد دارای دو پهلو است.
قلعه در مرکز اروپا نه فقط یک دژ است. این نماد قدرتی است که همیشه تنهایی است. قلعه بر تپه از دور دیده میشود. آن به فئودالها، رitters و این که امنیت جان را به قیمت داده است، یادآوری میکند. پلزویک، قلعه بودای، قلعه واوویل کракوف — آنها نه تنها مکانهای گردشگری هستند. این یادآوری است که رئیس باید بالاتر از همه باشد. اما بالاتر به این معناست که دورتر. قلعه نماد فاصله بین مردم و قدرت است.
کلیساهای گوتیک و باروک مرکز اروپا تلاشی از انسان برای ساخت آسمان هستند. سنت ویت در پراگ، ستهفانزدوم در وین، ماریاچیک کستل در کракوف — سقفهای آنها ابرها را میشکنند. داخل آنها نیمهتاریک، شیشههای رنگی، سکوت. نماد عمودیت و استرامت به بالا. اما کلیسا مکان برخورد نیز است. اینجا کسی کрещت داده، ازدواج کرده و تدفین شده است. اینجا شهر شروع میشود. کلیسا نه دین است، بلکه مرکز ثقل.
میدان بازار قلب مرکز اروپا است. همیشه دایرهای یا مربعی است، همیشه شلوغ است. اینجا تجارت میکردند، اعدام میکردند، جشن میگرفتند. فонтانها، تالار شهر، دیوارهای رنگارنگ. میدان نماد دموکراسی قبل از دموکراسی است. اینجا هر کسی میتوانست شنیده شود. میدانهای پراگ، وین، برنو جایی هستند که تاریخ نوشته نشده است در اتاقهای کنفرانس، بلکه در خیابانها. حتی امروز نفس شهر در آن حس میشود. میدان نمیخوابد.
دونای نه فقط یک رود است. این نماد اتصال است. آن از آلمان، اتریش، اسلواکی، مجارستان، صربستان میگذرد. آب آن فرهنگها را حمل میکند. بر روی ساحل دونای امپراتوران و شاعران، سربازان و پناهجویان نشستهاند. دونای یادآوری میکند که مرزها توهم هستند. رود بیش از آن که تقسیم کند، اتصال میدهد. این نماد این است که مرکز اروپا نه یک دژ، بلکه یک پل است.
مرکز اروپا نه تنها یک منطقه آبجوخوری، بلکه یک منطقه شرابخوری است. در چک آبجو فرهنگ است. در مجارستان و اتریش شراب. این نوشیدنیها نه تنها محصولات هستند. این نماد دو دیدگاه بر زندگی هستند. آبجو شادی ساده و انجمن است. شراب ظرافت و صبر است. اما هر دو نتیجه کار زمین است. آبجو چک و شراب اتریش — روشهایی برای لمس روح محلی هستند.
شیرهای سنگی و اژدهاها ورودیهای قلعهها و پلها را تزئین میکنند. در پراگ شیرها بر روی پل کارل، در وین اژدهاها بر روی سقفها. این نمادهای حفاظت هستند. آنها باید بدی را دور کنند. اما آنها همچنین یادآوری میکنند از افسانههای قرون وسطی، از این که جهان پر از نیروهای تاریک است که باید از آنها دوری کرد. در مرکز اروپا افسانهها هرگز نمیمیرند. آنها فقط به سنگ تبدیل میشوند.
تراموا در مرکز اروپا نه تنها یک وسیله نقلیه است. این ریتم است. ترامواها قرمز قدیمی در پراگ، زرد در وین هر گوشه و کنار شهر را میگردند. در آنها هیچ شلوغی نیست. این نماد این است که زمان در اینجا به خودی خود حرکت میکند. نه سریع، بلکه دقیق. در تراموا میتوان یک بانوی پیر با گل و دانشجویی با کتاب را دید. آن یادآوری میکند که حرکت همیشه سریعت نیست.
مرکز اروپا تلاش نمیکند تا برترین باشد. آن فقط وجود دارد. و هر نماد آن یک مکالمه است. مکالمهای با کسی که میداند گوش کند.
New publications: |
Popular with readers: |
News from other countries: |
![]() |
Editorial Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Afghanistan ® All rights reserved.
2024-2026, LIBRARY.AF is a part of Libmonster, international library network (open map) Preserving Afghanistan's heritage |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2