در آگاهی عمومی، کریسمس اغلب به یک رویداد آرمانگرایانه و نостالژیک در گذشته تقلیل داده میشود. اما در عمق الهیاش، آن یک پایه بنایی از اسخاتولوژی مسیحیت است — تعلیم در مورد "رویدادهای آخرالزمانی". کریسمس نه تنها یک واقعیت تاریخی را به یاد میآورد؛ بلکه ورود ابدیت به زمان را اعلام میکند و فرآیندی را آغاز میکند که در پایان آن، بازگشت دوم، زنده شدن مردها و زندگی در قرن آینده، به عنوان نقطه اوج خواهد بود. این جشنی است که در آن آغاز نجات، وام و تصویر پایان خود را در خود دارد.
درک قدیمی از زمان در دوران باستان و عهد عتیق، یا مداوم بود یا خطی و تراژیک: تاریخ به سمت سقوط یا به طور بیپایان تکرار میشود. تولد مسیح، یک شکاف θεولوژیک در این بافت ایجاد میکند. خدا، که فراتر از زمان و تاریخ است، وارد آن میشود و به عنوان یک شخصیت مشخص وارد میشود. این رویداد در معنای اصلي خود (یونانی: αποκάλυψη — "اشکاف") است: آن چیزی را که هدف و پایان تاریخ است، آشکار میکند — عشق انسانها از طریق پیوستگی با آفریننده. در وادی بیتالملک، تاریخ نه تنها یک مسیر جدید مییابد، بلکه نقطه جذب نهایی نیز پیدا میکند.
تفکر مقدس (به ویژه سنتهای افanasius the Great و Maximus the Confessor) تولد مسیح را به عنوان آغاز اجرای وعده "عشق" (theosis) میبیند. "خدا به انسان تبدیل شد تا انسان به خدا تبدیل شود" — این فرمول به نتیجه اسیخاتولوژیک اشاره دارد. با تجسد، مسیح طبیعت انسانی را نه به صورت انتزاعی، بلکه به صورت کامل پذیرفت، از جمله فناپذیری (اما نه گناه). به این ترتیب، طبیعت انسانی در او به صورت پتانسیلی بهبود یافته و برای حالت بینهایت آماده شده بود. گهواره — اولین پله به سوی زنده شدن و تغییر عمومی جسم.
واقعیت جالب: در الهیات ارمنی، مفهوم "تبادل متقابل" (antidosis) وجود داشت: مسیح ما را میپذیرد تا به ما چیزی بدهد. او پیکر مرگبار ما را میپذیرد تا به آن بینهایت بدهد؛ پوسیدگی را میپذیرد تا به آن بینهایت بدهد. این تبادل، که در کریسمس آغاز شد، به صورت اسیخاتولوژیک به پایان خواهد رسید، زمانی که خدا "همه چیز را در همه چیز" خواهد بود (1 قرآن 15:28).
مراسم کریسمس نه تنها گذشته را به تصویر میکشد، بلکه آینده را نیز عملی میکند. آن را در موقعیت یک فرد مؤمن قرار میدهد که در واقعیت در حال وقوع ملکوت خداوند شرکت میکند.
ترانه جشن: "تولد تو، خدای مسیح، دنیا را با نور عقل روشن کرد..." نور "عقل" (یونانی: gnoseos — دانش، گنوزیس) در اینجا نور دانش اسیخاتولوژیک خداست که در روز بازگشت (بازگشت دوم) همه را روشن میکند.
ایرmosهای کریسمس تولد مسیح را به عنوان ظهور "خورشید حقیقت" (Mal. 4:2) تشبیه میکنند، که در بافت کتاب مقدس — تصویر روز مسیحی، یعنی دادگاه اسیخاتولوژیک و نجات است.
عشای ربانی که در کریسمس انجام میشود، به تعریف یک شام اسیخاتولوژیک است، "وام آیندهای"، جایی که مؤمنان در حال حاضر از غذای بینهایت لذت میبرند، در پیشبینی ملکوت.
تصویرگری کریسمس پر از اشارههای اسیخاتولوژیک است:
غار (گهواره): به عنوان یک شکاف تاریک تصویر میشود. این نه تنها نماد جهان فروپاشیده است، بلکه تصویری از جهنم، شیول، که توسط فرود آمدن مسیح به جهنم قبل از زنده شدن او شکسته خواهد شد. تولد در غار، این پیروزی را پیشبینی میکند.
پوششهای نوزاد (پارچههای پوشاننده): پوشش تنگ نوزاد به عنوان پیشگویی مستقیم پوششهای خاکسپاری است. حتی در لحظه تولد، موضوع مرگ به وضوح وجود دارد، اما مرگی که شکسته خواهد شد. این "اسیخاتولوژی in nuce" (در زایش) است.
گاو و شتر: بر اساس پیشگویی عیسی (1:3)، آنها نماد قوم اسرائیل و غیرمسلمانان هستند. حضور آنها در گهواره، به اتحاد اسیخاتولوژیک تمام انسانیت به دور مسیح اشاره دارد، "تا همه آسمانی و زمینی زیر سر مسیح متحد شوند" (یوحنا 1:10).
معنای اسیخاتولوژیک کریسمس در دیالکتیک کلیدی مسیحیت آشکار میشود: نجات "هم اکنون" انجام شده است (خدا به انسان تبدیل شده است)، اما "هنوز نه" به طور کامل به پایان نرسیده است (جهان همچنان در شر است، مرگ همچنان در عمل است). کریسمس یک انگیزه قوی است که یک فرآیند غیرقابل بازگشت را آغاز میکند، مانند انفجاری که موجی از آن به اطراف جهان خواهد رسید تا در پایان زمانها به پایان برسد.
مثال از الهیات: سنت گریگوری بوم در "گفتار درباره تولد" میگوید که مسیح میآید تا "همه چیز را در خود جمع کند". این "جمعآوری" (اناکفالایوسیس) یک عمل اسیخاتولوژیک وصل و بهبود آفرینش شکسته شده، که در بیتالملک آغاز شده است.
آگاهی عمومی و هنری این مقیاس جهانی را درک کرده است.
کولادها: در کولادهای اوکراینی و بلاروس، اغلب از تولد مسیح به عنوان آنچه که "تمام جهان شاد شد" و "جهنم ترسید" آهنگ میخوانند. این یک نماد اسیخاتولوژیک مستقیم است — پیروزی بر جهنم از تولد آغاز میشود.
ادبیات: در شعر جان دون در "گزارش کریسمس" (1626)، تولد مسیح به عنوان رویدادی توصیف میشود که "روند عادی زمان را منفجر میکند و ابدیت را وارد میکند". در شعر ت. س. الیوت در "سفر کاهنان" کاهنان، پس از دیدن کریسمس، احساس میکنند که زندگی قدیمیشان "مortal" است — آنها شاهدان تولد و مرگ هستند که تغییرات اساسی در ماهیت واقعیت ایجاد کردهاند، به پایان و تغییر اشاره میکنند.
در دورهای که الهیات سکولار اغلب آپوکالیپس را به عنوان یک فاجعه کلی (محیط زیستی، هستهای) نشان میدهد، کریسمس مسیحی یک آپوکالیپس امید را پیشنهاد میدهد. آن تأکید دارد که "پایان" نه یک فروپاشی نابودگر است، بلکه یک پایان تلهولوژیک است که هدف آن نابودی نیست، بلکه بهبود و تغییر رادیکال جهان است که با تولد این نوزاد ضعیف آغاز شده است. این پاسخ به ترس وجودی از مرگ است: مرگ با قدرت نه، بلکه با عشق، که به عمیقترین بخشهای فناپذیری فرود آمده است، شکسته شده است.
کریسمس یک جشن اسیخاتولوژیک به معنای واقعی کلمه است. آن نه ایدهای از پیشرفت یا چرخه را در مرکز تاریخ قرار میدهد، بلکه شخصیت انسان خدایی را که همزمان آلفا و اومگا، آغاز و پایان است، قرار میدهد (عقرب 22:13). تولد او — اولین عمل دادگاه است که جهان را به دو گروه تقسیم میکند: آنهایی که نور را میپذیرند و آنهایی که ترجیح میدهند تاریکی را انتخاب کنند؛ این اولین عمل زنده شدن است، زیرا در پیکر تجسد یافته، بذر بینهایت قرار دارد؛ این اولین ظهور ملکوت است، زیرا در این نوزاد، قدرت بر جهان به دست کسار نیست، بلکه به دست عشق است.
بنابراین، هر آهنگ کریسمس، هر نور در شب، هر عمل نیکویی در این روز نه تنها یک یادآوری از گذشته است. مشارکت در تغییر در حال وقوع جهان است، اعلام اینکه تاریخ معنا، مسیر و پایان شریف دارد و که این پایان، در شکل این نوزاد مسیح، در میان ما است و ما را دعوت میکند تا به شادی جشن اسیخاتولوژیک خود بپیوندیم.
New publications: |
Popular with readers: |
News from other countries: |
![]() |
Editorial Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Afghanistan ® All rights reserved.
2024-2026, LIBRARY.AF is a part of Libmonster, international library network (open map) Preserving Afghanistan's heritage |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2