امید. چیست؟ احساس؟ عاطفه؟ توهم آرامشبخش؟ یا چیزی بزرگتر؟ در فلسفه و دین، امید به عنوان ضعف نمیشناسه بلکه به عنوان نیروی اوپتولوژیکی (وجودشناسانه) شناخته میشود. نیرویی که زمان را ساختاردهی میکند، به رنج معنا میدهد و به انسان اجازه میدهد که پیشرفت کند، زمانی که عقل میگوید "توقف". آیا میتوان امید را به عنوان واقعیت عینی در نظر گرفت؟ بله، اگر آن را به عنوان یک ویژگی بنیادی از هستی، که به آینده اشاره دارد، در نظر گرفت.
امید از جایی ایجاد نمیشود که هیچ چیزی نیست. او در جایی وجود دارد که زمان و هوشیاری وجود دارد. حیوان امید ندارد — او منتظر است. انسان امید دارد، زیرا او از کمالیت خود و این که آینده تعیین نشده است، میداند. امید روشی برای برخورد با عدم قطعیت است. او هیچ تضمینی برای نتیجه نمیدهد، اما فضایی برای عمل ایجاد میکند. بدون امید، انسان نمیتواند از خانه بیرون برود، نمیتواند صبح از خواب بلند شود. امید سوختی برای اراده است. و در این معنا او به اندازه گرانش عینی است. ما آن را نمیبینیم، اما احساس میکنیم که عمل آن.
برای یونانیان باستان، امید دوگانه بود. در افسانه پاندورا، امید در پائین جعبه باقی میماند، زمانی که همهی بلاها بیرون پرتاب شدهاند. این اپتیسم نیست، بلکه یادآوری است: حتی در وضعیت بیامیدی، پشتیبانی نهایی وجود دارد. پلوتون امید را "خواب بیدار" میدانست. برای سکولیها، امید اضافی بود — آنها ترجیح میدادند که آرامش را بپذیرند. اما مسیحیت امید را به سطح فضیلت بالا برد. آپostoل پاول امید را به عنوان همتای ایمان و عشق قرار داد. در قرن بیستم، فلاسفه (بلاخ، مارسل، لیویناس) به امید به عنوان یک مفهوم، که وجود انسانی را تعیین میکند، بازمیگردند. امید فرار از واقعیت نیست، بلکه تغییر آن.
چگونه چیزی که در ذهن زندگی میکند میتواند عینی باشد؟ امید عینی نیست به عنوان یک شیء فیزیکی، بلکه به عنوان ساختار تجربه انسانی. او در اینجا وجود دارد که انسان برنامهریزی میکند، چگونه به گذشته و آینده خود مینگرد. امید در زبان، فرهنگ و نهادهای اجتماعی جای دارد. انقلابها، کشفهای علمی، تولد فرزندان — همه اینها بدون امید ممکن نیست. پیامدهای او واقعی هستند. بنابراین، خود امید نیز واقعی است.
در سنتهای مذهبی، امید اغلب به عنوان هدیه در نظر گرفته میشود. در مسیحیت، او با ایمان به رستاخیز و رستگاری مرتبط است. این نه ایمان به اینکه همه چیز خوب خواهد شد، بلکه ایمان به اینکه معنایی وجود دارد که از مرگ فراتر میرود. امید روشی برای حفظ ارتباط با فوقطبیعی است. در بوداییسم نیز امید وجود دارد — اما به عنوان آزادی از رنج. در اسلام، امید به رحمت خداوند. در همه موارد، امید زمین و آسمان را به هم پیوند میدهد. او رنج را منتفی نمیکند، بلکه انرژی برای تحمل آن را میدهد.
امید یک انتظار غیرفعال نیست. این یک برخورد فعال است. انسانی که امید دارد، دست روی دست نمیگذارد. او به سوی امید خود عمل میکند. به همین دلیل است که امید برای اخلاق مهم است: اگر ما به بهترینها امید نداریم، چرا باید خوب کنیم؟ امید موتور تغییرات اجتماعی است. بدون او، مبارزه برای حقوق، عدالت و صلح وجود نداشت. امید پذیرش بدی به عنوان نهایی را رد میکند.
در دنیایی که بحرانهای محیط زیستی، جنگها و عدم قطعیت به عنوان عادی شناخته میشوند، امید یک معنا جدید به خود میگیرد. ما نمیتوانیم آینده را بدانیم. اما میتوانیم امید را انتخاب کنیم — نه به عنوان آرامش، بلکه به عنوان روش. زیرا بدون امید، ما به دنبال راهحلها نمیگردیم. امید یک احساس نیست. این اراده به زندگی است. و در این معنا، او یکی از عینیترین واقعیتهایی است که در اختیار داریم.
New publications: |
Popular with readers: |
News from other countries: |
![]() |
Editorial Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Afghanistan ® All rights reserved.
2024-2026, LIBRARY.AF is a part of Libmonster, international library network (open map) Preserving Afghanistan's heritage |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2