مقدمه: جشن به عنوان لایهبندی سنتها
جشنهای کریسمس و روز کریسمس مدرن یک پالیمپسست فرهنگی پیچیده را نشان میدهد که لایههای مسیحی و سکولار بر زیربنای عمیق یهودی (پیشمسیحی) قرار گرفتهاند. از دیدگاه علمی، این یک تصادف نیست، بلکه نتیجه سیاستهای هوشمندانه کلیسای اولیه برای مسیحیسازی فرهنگهای یهودی است، زمانی که به سنتهای عادی و عادی مردم معنا جدیدی داده میشود. زیربنای یهودیانه توضیح میدهد که بسیاری از نمادها و مراسمهای به نظر غیرمنطقی که تا به امروز باقی ماندهاند.
فرهنگ خورشید و زمینگردی: تولد ستاره جدیدی
تاریخ کلیدی — زمینگردی (21-22 دسامبر در نیمکره شمالی). برای جوامع کشاورزی باستانی این یک نقطه عطف بود: طولانیترین شب، پس از آن که روز شروع به افزایش میکند، نماد پیروزی نور بر تاریکی، زندگی بر مرگ.
ساتورنالیای رومی (17-23 دسامبر): جشن در یادبود ساتورن، خدای کشاورزی و زمان. در این زمان سلسله مراتب اجتماعی لغو میشد (خدمتکاران با صاحبان میخوردند)، هدایا داده میشد (شمعهای cerei و مجسمههای sigillaria)، خانهها با گیاهان همیشه سبز تزئین میشدند، "شاهزاده جشن" انتخاب میشد. نمونه مستقیم فرهنگ کارناوال و "همه چیز مجاز" شب کریسمس.
روز خورشید شکستناپذیر (Dies Natalis Solis Invicti، 25 دسامبر): توسط امپراتور آورلیان در سال 274 میلادی به عنوان فرهنگ رسمی تأسیس شد. جشن زندگی دوباره خورشید. این تاریخ توسط کلیسا در قرن چهارم برای جشن رسمی کریسمس انتخاب شد، خداوند مسیح را "خورشید عدالت" (لاتین Sol Iustitiae) نامید. این یک استراتژی کلاسیک interpretatio christiana بود.
یول گرمانی و کلت (Yule): جشن میانی زمستان که حدود دو هفته طول میکشد. سوزاندن کوچک یول (نماد سال گذشته و خورشید قدیمی)، مهمانیها، سوگندها بر سر سر ناقل. اثرات — سنت رزیدنس کریسمس به عنوان کیک (Bûche de Noël) و "دوازده روز کریسمس"。
نمادهای گیاهی: گیاهان همیشه سبز به عنوان نشانه جاودانگی
تزئین خانهها با گیاهانی که در زمستان به خواب نمیروند — یک مراسم یهودی عمومی برای جادوگری زندگی است.
آویشن، پلیس و ورمیا: در درویدهای کلت، ورمیا که روی کاج رشد میکند (ظاهر نادر)، مقدس شمرده میشد، نشان جاودانگی، باروری و حفاظت. بوسیدن زیر ورمیا — اثر رituالیهای مرتبط با باروری.
درخت کاج (درخت چوبی): در تقریباً همه مردم اروپای ایندوئروپایی درختان چوبی (کاج، کاج، کاج) به عنوان درخت جهانی (آیگدراسیل در اسکاندیناوی) شناخته میشوند، محوری که جهانها را متصل میکند. تزئین درخت با سیب (نشان باروری)، گردو، شمعها (شعلههای زندگی) بخشی از فرهنگ عبادت معبودان جنگل و تضمین محصول است. اولین شواهد مکتوب از "درخت کریسمس" مربوط به الزاس در قرن شانزدهم است، اما ریشههای آن در سنتهای قدیمی آلمان است.
جادوگری پاکسازی، روحها و پیشبینیها: «شبهای ترسناک»
دوره دوازده شب بین کریسمس و کریسمس (هفته مقدس در روسیه) در سنت مردم، زمانی بود که مرز بین جهان زنده و جهان روحها نازک میشد. این میراث باورهای در شکار وحشی (اسکاندیناوی یک، آلمانی وودان) و فعالیت نیروهای ناپاک است.
پوشیدن لباسهای حیوانی و کولادو: تغییر لباس به پوستهای حیوانی، ماسکها، چرخاندن جامهها — نه تنها سرگرمی است. این یک ریتوالی از تغییر شکل است، هدف آن یا دفع روحهای بد با شکل گротیک، یا پذیرش آنها برای آرامش. کولادو (از لاتین calendae — اولین روزهای ماه) به عنوان آوازهای جادویی با آرزوهای خوشبختی برای خانه، که باید هدیه ریتوالی دریافت کند، بود.
پیشبینی: تلاشها برای دانستن آینده در این "زمان مرزی" در میان اسلاوها بسیار رایج بود (پیشبینی بر روی شمع، کفش در ورودی در، گوش دادن زیر پنجره). این بازتابی از باور به اینکه در این دوره مذهبی زمان "آماده" است.
کدهای غذایی: شام ریتوالی
غذای جشن نیز دارای معنای جادویی و نه تنها معنای گاسترونومی است.
آش و کوتین (سنت اسلاو): غذای آیینی از غله با عسل — نماد باروری، چرخه زندگی و یادبود اجداد. آن را در گوشه یا به قبرها میبردند.
گوشت خوک: خوک/وپر بودند حیوانات مقدس در کلت و آلمانیها (نشان باروری و شجاعت نظامی). خوردن گوشت خوک در جشن — عملی برای پیوستن به قدرت حیوان قبیلهای.
تخممرغ (در روز کولادو، پیشآمدهای برای عید فطر): شکل دایرهای و رنگ طلایی — نماد قطعی خورشید. این نمونه روشن از فرهنگ سولار باستانی است که در تقویم کلیسایی گنجانده شده است.
حقایق جالب و سینکراتیسم
نمونه پدر کریسمس: دارای ریشههای چندگانه. این شامل موروزکو/استودنیتس اسلاو — روح زمستان، که باید آرامش داده شود؛ و خدای یانوس رومی (به نام او ماه ژانویه نامیده شده)، که به گذشته و آینده نگاه میکند؛ و شکل قدیس نیکولای، که ویژگیهای مهرههای افسانهای را در بر گرفته است.
ریتوالی آتش: فشنگها و فشنگهای کریسمس مدرن — مستقیماً از قدیمیترین روشهای جادوگری صوتی و آتشین ارثبرده شدهاند، که برای دفع روحهای بد در لحظه بحرانی انتقال استفاده میشدهاند. در اسکاتلند برای این کار بشکههای روغن و دود را میسوزاندند و در خیابانها میکشیدند (Hogmanay).
کشتن گوسفند در اسلاوها: حیوان ریتوالی، نماد باروری، شرکتکنندگان در مراسم "کشتن" و "زندهسازی" را تضمین میکنند که بازگشت طبیعت بهار را تضمین میکند.
نتیجهگیری: یهودیت به عنوان زیربنای فرهنگی
زیربنای یهودیانه جشنهای کریسمس — این نه "گذشته تاریک"، بلکه بنیان زنده روانشناسی جمعی و خاطرات فرهنگی است. کلیسا و فرهنگ سکولار این ارتایپها را نابود نکردند، بلکه آنها را تطبیق دادند و سوبلیما کردند. ترس از نیروهای تاریک به سرگرمی کارناوال تبدیل شد، فرهنگ خورشید به استعارهای از نور معنوی، جادوگری باروری به آرزوهای رشد و شکوفایی. درک این زیربنای به ما اجازه میدهد تا در کریسمس، بنگاه به درخت کاج، شمعهای بنگال و حتی شامپانی زیر صدای زنگهای ساعت نگاه کنیم نه تنها به سرگرمی، بلکه به ریتوالی عمیقاً ریشهدار در ذهن انسان — ریتوالی انتقال. آنها در سطح باستانی کار میکنند، احساس تجدید میکنند، پیروزی نظم بر هرج و مرج و امید به آینده، که هدف اصلی جشنهای زمستانی باستانی بود. بنابراین، هنگام استقبال از سال جدید، ما، اغلب بدون آگاهی، در یکی از قدیمیترین اعمال بشری شرکت میکنیم — اعمال مقدس، که برای تضمین بازگشت همیشگی زندگی طراحی شده است.
© library.af
New publications: |
Popular with readers: |
News from other countries: |
![]() |
Editorial Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Afghanistan ® All rights reserved.
2024-2026, LIBRARY.AF is a part of Libmonster, international library network (open map) Preserving Afghanistan's heritage |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2