ظهور پدیدهای که در آن جمعیت به کارمند با عملکرد بالا (کارمند برجسته) با رفتار منفی مواجه میشود، مشکل سازمانی رایجی است که ریشههای آن در روانشناسی اجتماعی، نظریههای عدالت و ویژگیهای دینامیک گروهی قرار دارد. این مسئله فقط مربوط به علایق شخصی نیست، بلکه یک فرآیند پیچیده است که میتواند بهرهوری کل تیم را کاهش دهد و منجر به از دست رفتن کارمند ارزشمند شود.
نقض اصل عدالت (نظریهی عدالت ج. استیسی آدامز). بر اساس نظریهی عدالت، کارکنان نسبت به نسبت بین تلاش و پاداش خود و نسبت آن به همکاران خود ارزیابی میکنند. کارمند برجسته که نتایج برجستهای نشان میدهد، به طور ناخودآگاه به عنوان «مخالف توازن» تبدیل میشود. اگر نتایج فوقالعاده او منجر به افزایش بار کاری یا خواستههای دیگران نشود، همکاران ممکن است این وضعیت را به عنوان غیرعدالت ببینند: «او استانداردهای جدیدی ایجاد میکند که ما هم باید به آنها پاسخ دهیم». این باعث حسادت و مقاومت میشود.
تهدید به هویت اجتماعی و انسجام. گروه معیارهای غیررسمی عملکرد را تولید میکند (چندان در اینجا کار میکنند). کارمند برجسته که به طور مداوم این معیارها را پشت سر میگذارد، عملی «تغییر نقش» انجام میدهد و به عنوان تهدیدی برای یکدستی گروهی دیده میشود. موفقیت او میتواند به عنوان یک اتهام بیمقدمه به کمبود تلاش دیگران تفسیر شود که باعث اختلاف بین ذهن و میل میشود و تمایل به انزوا کردن «مخالف نقش» را افزایش میدهد.
اثر «گل بلند» (The Tall Poppy Syndrome). این پدیده فرهنگی که به ویژه در جوامع جمعیگرا قوی است، تمایل به کاهش تفاوتها و حفظ وضعیت موجود را توصیف میکند. موفقیت فردی به عنوان عامل دестابیلکننده برای گروه دیده میشود.
مضلهای احساسی: تفسیر موفقیت. همکاران ممکن است موفقیت کارمند برجسته را نه به دلیل تخصص و تلاش او (تفسیر داخلی)، بلکه به دلیل عوامل خارجی نسبت دهند: «به او پروژههای خوبی داده شده است»، «او رابطه خوبی با مدیر دارد»، «او فقط خوش شانس است». این یک مکانیزم حفاظتی است که خودارزیابی اعضای دیگر تیم را حفظ میکند.
کمبودهای ارتباطی و احساسی. گاهی اوقات دلیل در خود کارمند برجسته است. تمرکز بر نتیجه، ممکن است او نشان دهد که به آداب و رسوم جمعی توجه نمیکند، نظر همکاران را نادیده بگیرد، سهم آنها را نمیبیند یا ارتباط ناکارآمد دارد، و به عنوان خودخواه، سرد و استفاده از دیگران به عنوان ابزار دیده میشود.
برای کارمند با عملکرد بالا، انتقال از سطح درگیری شخصی به سطح تعامل حرفهای مدیریت شده بسیار مهم است.
1. نمایش منفعت مشترک و مربیگری.
لازم است موفقیت خود را برای تیم مفید کند. دانش به اشتراک گذاشتن، باز بودن به سوالات، ظهور به عنوان مربی برای همکاران کمتجربهتر. این تغییر در برداشت از «تهدید» به «منبع». مثال: توسعهدهندهای که یک مسئله دشوار را حل کرده است، میتواند یک کارگاه کوتاه برای همکاران برگزار کند و راهحل پیدا شده را توضیح دهد، که در نتیجه سطح کلی تیم را افزایش میدهد.
2. شفافیت و ارتباط.
گفتن باز و صادقانه درباره فرآیندهای کاری خود، ایجاد احساس «جعبه سیاه» نیست. بحث درباره مشکلات، درخواست مشاوره (حتی اگر نیاز نباشد)، اعتراف به سهم دیگران. این باعث از بین رفتن توهم «موفقیت آسان» و جذب همکاران به زمینه میشود.
3. احترام به معیارهای گروهی (بخشی). لازم نیست سطح را کاهش دهید، اما ارزش دارد که در زندگی غیررسمی تیم به میزان معقولی شرکت کنید (کافهبрейکها، مهمانیهای شرکت). این نشان میدهد که «من بخشی از تیم هستم». نادیده گرفتن جنبه اجتماعی کار معمولاً به عنوان خودخواهی دیده میشود.
4. مدیریت برداشت از طریق مدیریت.
با احتیاط از مدیر بخواهید که موفقیت تیم را به طور عمومی تقدیر کند. عبارات مدیر در حالت: «به لطف پشتیبانی تحلیلی عالی بخش، پروژه آنا به طور شگفتانگیز اجرا شد» — برداشت موفقیت را تغییر میدهد و تنش را کاهش میدهد.
5. خودداری و بازخورد.
ارزیابی صادقانه از خود بپرسید: «آیا نظر همکاران را نادیده میگیرم؟»، «آیا از کمک آنها تشکر میکنم؟». میتوانید بازخورد ناشناس از مدیر یا مربی در مورد سبک تعامل خود درخواست کنید.
مدیر نقش کلیدی در پیشگیری یا حل این درگیری دارد.
سیستم ارزیابی و پاداش عادلانه. KPIهای شفاف و واضح برای همه. پاداش به خاطر نتایج برجسته نباید به نظر برسد که بیدلیل است. هنگام تقدیر از کارمند برجسته، مهم است که ارزش نقشهای دیگر را نیز تقدیر کند: پشتیبانی، کنترل کیفیت، هماهنگی.
شکلگیری فرهنگ همکاری به جای رقابت. اجرای ساختارهای ماتریسی، پروژههای چندمنظوره، جایی که موفقیت به همه وابسته است. تعیین اهداف قابل دستیابی تنها با همکاری.
تدخل مستقیم و مذاکره. در صورت وجود علائم آزار و اذیت یا انزوا — مذاکرات خصوصی فوری با مسببین. توضیح ارزش کارمند برجسته برای کار مشترک. گاهی اوقات نیاز به مذاکره عمومی با تیم (بدون اشاره به مقصر) در مورد اصول احترام حرفهای است.
محافظت از استعداد برجسته از کسالت. یک اشتباه رایج این است که کارمند برجسته را با تمام وظایف دشوار بارگذاری کند، زیرا او میتواند آنها را انجام دهد. این باعث خستگی او میشود و باعث احساس بیاهمیت بودن تیم میشود. بار باید به طور معقولی توزیع شود.
عدم علاقه به کارمند برجسته بیشتر یک علامت از اختلال سیستماتیک در فرهنگ سازمانی و مدیریت است تا یک پیامد از بیعلاقگی شخصی. این یک علامت از اختلال توازن عدالت، فرآیندهای ضعیف تیمی یا کمبود ارتباط است.
برای کارمند، راه حل در انتقال از مدل «قهرمان فردی» به مدل «کاتالبزور بهرهوری تیمی» است. برای مدیران، ایجاد سیستمهایی که نتایج بالا تشویق میشوند، اما به عنوان دستاورد مشترک درک میشوند و موفقیتهای فردی گروه را از بین نمیبرد، بسیار مهم است.
کاهش این درگیری یا فراخوانیهای «عشق به یکدیگر» بیفایده است. نیاز به طراحی آگاهانه محیط کاری است که تنوع در مهارتها و سطحهای محصولیتاً به عنوان یک امر عادی در نظر گرفته میشود و ارزش هر عضو تیم، از جمله استعداد برجستهترین، واضح، قابل مشاهده و به طور عادلانه ارزیابی میشود. در نهایت، هدف تبدیل یک «مهاجر» بالقوه به یک رهبر شناخته شده و محرک پیشرفت برای کل گروه است.
© library.af
New publications: |
Popular with readers: |
News from other countries: |
![]() |
Editorial Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Afghanistan ® All rights reserved.
2024-2026, LIBRARY.AF is a part of Libmonster, international library network (open map) Preserving Afghanistan's heritage |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2