مهاجرتهای اقلیمی به حرکت مردم گفته میشود که مجبور به ترک محل اقامت دائمی خود شدهاند، عمدتاً یا به طور کامل به دلیل تغییرات ناگهانی یا تدریجی محیط زیست مرتبط با عوامل اقلیمی. این یک پدیده یکدست نیست، بلکه طیفی از شرایط است: از انتقال موقت به دلیل سیل تا خروج غیرقابل بازگشت از مناطقی که برای زندگی مناسب نیستند. مهاجران اقلیمی (معمولاً از اصطلاح «مهاجران جابجا شده اقلیمی» استفاده میشود) چالشی جدید برای حقوق بینالملل را نمایان میکنند، زیرا تحت تعریفهای کلاسیک «پناهنده» بر اساس کنوانسیون ژنو ۱۹۵۱ نمینشیند، که باعث ایجاد فضای حقوقی خالی و تهدید به نقض حقوق بشر آنها میشود.
مهاجرتهای اقلیمی به مجموعهای از عوامل مرتبط و پیچیده بستگی دارد که به طور موقت به دو دسته تقسیم میشوند:
رویدادهای آرام (slow-onset events):
افزایش سطح دریا: تهدید به نابودی کامل کشورهای جزیرهای کوچک (توفالو، کیریماتی، مالدیو) و مناطق فرش کوهستانی ساحلی. افزایش یک متر میتواند مناطقی را که ۱۴۵ میلیون نفر در آن زندگی میکنند، غیرقابل سکونت کند.
خشکسالی و زوال زمینها: از دست دادن خاکهای حاصلخیز و منابع آب شیرین باعث ضعف کشاورزی و منجر به «مهاجرت از ناامیدی» میشود. منطقه ساحلی ساحل ساحل در آفریقا مثال معروفی است.
خشکسالی و کمبود آب: خشکسالیهای طولانیمدت مانند «خشکسالی هزارهای» در جنوب غربی ایالات متحده یا در دامنه رودخانه مکونگ، مناطق کامل را غیرقابل زندگی میکند.
رویدادهای ناگهانی و شدید (rapid-onset events):
افزایش فرکانس و شدت طوفانها، سیکلونها، سیلها. به عنوان مثال، سیکلون «ایدای» (موزامبیک، ۲۰۱۹) باعث انتقال صدها هزار نفر شد.
آتشسوزیهای جنگلی فجیع، مانند «تابستان سیاه» در استرالیا (۲۰۱۹-۲۰۲۰)، که تمامی روستاها را نابود میکند.
نکته مهم: عامل اقلیمی معمولاً به صورت جداگانه عمل نمیکند. آن به عنوان «افزاینده تهدید» (threat multiplier) عمل میکند، که آسیبپذیری اجتماعی-اقتصادی موجود، ناپایداری سیاسی و درگیریهای منابع را تشدید میکند. به عنوان مثال، خشکسالی در سوریه در سالهای ۲۰۰۶-۲۰۱۰ به مهاجرت داخلی ساکنان روستایی به شهرها کمک کرد، که باعث تشدید تنشهای اجتماعی شد و یکی از پیششرطهای جنگ داخلی شد.
ارزیابی تعداد مهاجران اقلیمی به دلیل دشواریهای روشولوژیکی (چگونه میتوان تغییرات اقلیمی را از سایر دلایل جدا کرد؟) متفاوت است، اما پیشبینیها ترسناک است:
بانک جهانی در گزارش «Groundswell» (۲۰۲۱) پیشبینی میکند که تا سال ۲۰۵۰، تا ۲۱۶ میلیون نفر ممکن است به عنوان مهاجران داخلی اقلیمی در شش منطقه جهان (آمریکای لاتین، آفریقا شمالی، آفریقا جنوبی از ساحل ساحل، اروپای شرقی و آسیای مرکزی، آسیای جنوبی، آسیای شرقی و اقیانوس آرام) شوند، مگر اینکه اقدامات فوری برای کاهش انتشار و سازگاری اتخاذ نشود.
مناطق اصلی خروج: دلتای مکونگ (ویتنام)، مناطق ساحلی بنگلادش و هند، کشورهای ساحل ساحل (بورکینافاسو، مالی)، آمریکای مرکزی (کوریدور خشک)، کشورهای جزیرهای اقیانوس آرام.
مثال: بنگلادش یکی از کشورهای بیشترین آسیبپذیری است. با افزایش سطح دریا به یک متر، ممکن است ۱۷-۲۰٪ از اراضی خود را از دست بدهد که منجر به انتقال حدود ۲۰ میلیون نفر میشود. امروزه سیلهای دورهای و نمکزدایی خاک باعث انتقال ساکنان روستایی به داکا میشود، که منجر به ایجاد شهرهای «گرفتنهای بزرگ» میشود.
از نظر حقوقی، اصطلاح «پناهنده اقلیمی» نادرست است و توسط حقوق بینالملل پذیرفته نشده است. کنوانسیون ژنو در مورد وضعیت پناهندگان ۱۹۵۱ به افراد که تحت تعقیب بر اساس نژاد، مذهب، ملیت، تعلق به گروه اجتماعی خاص یا ایدئولوژی سیاسی قرار میگیرند، حفاظت میکند. دلایل محیط زیستی در این لیست نیست.
این باعث ایجاد چندین مشکل میشود:
رفض در حفاظت: افراد که به دلیل اقلیم جابجا شدهاند، نمیتوانند وضعیت پناهنده دریافت کنند و حفاظت بینالمللی مرتبط با آن، حتی اگر بازگشت به سرزمین اصلی معادل خطر مرگ باشد.
مهاجران داخلی: بیشتر حرکتهای اقلیمی در داخل کشورها رخ میدهد (مثلاً از مناطق روستایی به شهرها). این افراد اغلب از هرگونه پشتیبانی و حفاظت سیستماتیک محروم هستند.
«مهاجران بدون وضعیت»: در صورت عبور از مرز، آنها به عنوان مهاجران غیرقانونی تبدیل میشوند و با تمامی ریسکهای استثمار و اخراج مواجه میشوند.
ابتکارات پیشرفته: برخی از کشورها به دنبال راهحلها هستند. نیوزلند در سالهای ۲۰۱۷-۲۰۱۸ به دنبال ایجاد ویزای انسانی ویژه برای ساکنان جزایر اقیانوس آرام بود (اما این ایده را پذیرفت). در سال ۲۰۲۰، دفتر عالی کمیسر سازمان ملل متحد در مورد حقوق بشر (UHCHR) حکمی صادر کرد که اعلام کرد کشورها نمیتوانند افراد را به کشورهایی که زندگی آنها در آنجا توسط فاجعه اقلیمی تهدید میشود، اخراج کنند (اگرچه در این مورد دلیل برای پناهندگی وجود نداشت). این یک رأی مهم است.
فشار بر شهرهای پذیرنده: شهرنشینی سریع باعث بارگذاری بر زیرساختها، مسکن، بازار کار و تشدید نابرابری اجتماعی میشود.
از دست دادن هویت فرهنگی و سنتهای سنتی: برای قومهای بومی (اینوای در آلاسکا، ساکنان آتولها) انتقال به معنای از دست دادن ارتباط قرنها با زمین و میراث فرهنگی است.
افزایش درگیریها: رقابت برای منابع از دست رفته (آب، مرتع) میتواند به درگیریهای محلی منجر شود، مانند آنچه در منطقه دریاچه چاد در آفریقا رخ میدهد.
آسیبهای روانی: ترک خانه، احساس بیتوانایی و عدم قطعیت منجر به مشکلات روانی جدی میشود.
جامعه بینالمللی در چارچوب چندین پارادایم به دنبال پاسخها است:
انتقال برنامهریزی شده (planned relocation): انتقال سازمانیافته و پیشبینی شده از جوامع از مناطق خطرناک به مناطق جدید و امن در داخل کشور. فرآیندی دشوار که نیاز به احترام به حقوق مردم، مشارکت جوامع و منابع عظیم دارد. مثال: انتقال روستاها به فیجی.
سازگاری در محل (in-situ adaptation): سرمایهگذاری در زیرساختها (سدها، سیستمهای اطلاعرسانی)، کشاورزی پایدار، بازیابی اکوسیستمها (جنگلهای موز برای حفاظت از طوفانها)، تا مردم بتوانند بمانند.
گسترش کانالهای حقوقی مهاجرت: ایجاد ویزاهای ویژه و توافقات منطقهای برای آزادی حرکت در پاسخ به استرسهای اقلیمی (ایده «مهاجرت به عنوان سازگاری»).
ابتکارات جهانی: اصول راهنمایی برای حرکت داخلی (۱۹۹۸) و قرارداد جهانی برای مهاجرت امن، منظم و قانونی (۲۰۱۸) تغییرات طبیعی و تغییرات اقلیمی را به عنوان عوامل حرکت میپذیرند، اما توصیهای هستند.
نکته جالب: در سال ۲۰۲۲، سازمان هواشناسی جهانی (WMO) اعلام کرد که در ۵۰ سال گذشته تعداد بلایای طبیعی مرتبط با آب و هوا، اقلیم و آب افزایش یافته است. با این حال، به لطف بهبود سیستمهای هشدار زودرس، تعداد کشتهشدگان تقریباً سه برابر کاهش یافته است. این نشان میدهد که سرمایهگذاری در سازگاری و آمادهسازی میتواند جانها را نجات دهد و، به طور بالقوه، مقیاس مهاجرت اجباری را کاهش دهد.
مهاجرتهای اقلیمی دیگر یک سناریوی فرضی برای آینده نیست، بلکه واقعیت فعلی برای میلیونها نفر است و پیامد اجتنابناپذیر تغییرات دیاکسیدکربن تجمع شده در اتمسفر است. حتی با کاهش اطمینانآمیز در انتشار، سطح گرمایش و حرکت جمعیت مرتبط با آن به طور قطعی تعیین شده است. بنابراین، سوال کلیدی قرن بیست و یکم این نیست که چگونه این جریان را به طور کامل متوقف کنیم، بلکه این است که چگونه آن را به طور انسانی، عادلانه و با روح همبستگی مدیریت کنیم.
این نیازمند اقدامات فوری در سه سطح است:
کاهشدهی: مبارزه با دلایل - کاهش رادیکال انتشار برای کنترل مقیاس فاجعه.
سازگاری و پایداری: سرمایهگذاری گسترده در حفاظت از جوامع آسیبپذیر تا بتوانند بمانند.
آفرینش حقوقی و همبستگی: توسعه مکانیزمهای حقوقی بینالمللی جدید برای حفاظت از مهاجران اقلیمی بر اساس اصول عدالت اقلیمی که مسئولیت تاریخی کشورهای توسعهیافته برای بحران را میپذیرد. نادیده گرفتن این مشکل نه تنها باعث فاجعه انسانی میشود، بلکه باعث تضعیف ثبات جهانی میشود. آینده سیاستهای مهاجرتی به این بستگی دارد که آیا میتوانیم مهاجران اقلیمی را نه به عنوان یک تهدید، بلکه به عنوان فردی که حقوق زندگی، زندگی شایسته و آینده امن او توسط بحران مشترک زیرمین شده است، ببینیم.
New publications: |
Popular with readers: |
News from other countries: |
![]() |
Editorial Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Afghanistan ® All rights reserved.
2024-2026, LIBRARY.AF is a part of Libmonster, international library network (open map) Preserving Afghanistan's heritage |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2