مشکل جمعآوری ناکارآمد برف، برخلاف باور عمومی، نه تنها برای کشورهای گرمسیری که به طور ناگهانی با برفباری مواجه شدهاند، شایع است. اغلب این مشکل یک مشکل سیستمیک است که در کشورهایی با برفباری منظم و فراوان وجود دارد، جایی که زیرساختهای مناسب، بودجهبندی، لجستیک یا اراده سیاسی وجود ندارد. بدترین شرایط در کشورهایی رخ میدهد که چندین عامل با هم ترکیب میشوند: ناپایداری اقلیمی، مشکلات اقتصادی، پیچیدگی جغرافیایی و ضعف نهادها.
برای این مناطق برف یک امر نادر است که نگهداری زیرساختهای گرانقیمت را بیمعنا میکند.
گرجستان، ارمنستان، یونان (مناطق جنوبی)، ترکیه (استانبول):
مشکل: عدم وجود پارک ماشینآلات ویژه، مواد شیمیایی و پروتکلهای قانونی تأیید شده عمل. در برفباری ۲۰۲۲ در تفلیس و استانبول، شهرها به مدت چند روز کاملاً متوقف شدند. برف به صورت دستی جمعآوری شد و خدمات شهری و ارتش از لودرهای جلو و کامیونهای خاکی معمولی که برای جمعآوری برف مناسب نیستند، استفاده کردند.
مثال: در استانبول در سال ۲۰۲۲ به دلیل برفباری، هزاران خودرو گیر افتادند، پروازهای هوایی لغو شدند و برای امداد با خودروهای گیر افتاده در ترافیک، نیروی حفاظت از ساحل با قایقهای کوچک فراخوانده شد. عدم وجود لاستیکهای برفرویی در جمعیت عمومی باعث تشدید آشفتگی شد.
حتی با وجود منابع، جغرافیا و برنامهریزی باعث میشود که جمعآوری برف به طور کامل دشوار باشد.
افغانستان، پاکستان (مناطق کوهستانی)، برخی از کشورهای قفقاز:
مشکل: مناطق کوهستانی و خیابانهای باریک در شهرهای تاریخی برای ماشینآلات جمعآوری برف استاندارد قابل دسترسی نیستند. جمعآوری برف اغلب به صورت دستی انجام میشود یا اصلاً انجام نمیشود، که منجر به انزوا طولانی مدت برای مناطق کامل میشود. این مناطق به طور مداوم از لغزشهای کوهی رنج میبرند که جادههای کلیدی را برای هفتهها مسدود میکنند.
موضوع جالب: در مناطق دورافتاده افغانستان برای باز کردن جادهها پس از برفباری و لغزشهای کوهی، هنوز گاهی از یگانهای ارتش با استفاده از ماشینآلات مهندسی فراخوانده میشوند، اما فرآیند بسیار کند است.
حتی در اقلیم سرد، جمعآوری برف ممکن است به طور فاجعهباری بد باشد به دلیل بحران سیستمیک.
اوکراین (به ویژه در دورههای بحران اقتصادی و سیاسی):
مشکل: فرسودگی شدید ماشینآلات شهری (تا ۸۰٪ پارک در برخی از شهرها)، بودجهبندی طولانیمدت، عدم تأمین منابع کافی برای decentralization، فساد در خرید مواد شیمیایی و قطعات یدکی.
مثال: در سالهای ۲۰۲۰-۲۰۲۱ پس از برفباریهای شدید در کییف، ترافیک چند کیلومتری شکل گرفت زیرا بار اصلی بر روی ماشینآلات کمیاری که در حالت خوب هستند، قرار گرفت. مواد شیمیایی اغلب خریداری ناکارآمد یا کمتر از مقدار لازم بودند.
مولداوی، قرقیزستان، تاجیکستان:
مشکل: بودجههای شهرها خرید ماشینآلات مدرن را پیشبینی نمیکنند. جمعآوری برف اغلب به صورت جزئی انجام میشود، برف در معبرها و کنار جادهها به صورت دسته جمعی جمعآوری میشود که برای هفتهها ت融化 میشود و به خاک و آب آلوده میشود.
مشکل با فشار جمعیتی و برنامهریزی ضعیف شهری تشدید میشود.
هند (ایالتهای شمالی: جمو و کشمیر، هیمالیا-پردیش)، نپال (کاتماندو):
مشکل: خیابانهای باریک و ساختارهای غیرمنظم، عدم وجود سیستم فاضلاب، ترکیب جریانهای حمل و نقل (ماشینها، دوچرخههای سهچرخه، پیادهروی، حیوانات). حتی با وجود برخی از ماشینآلات، امکان جمعآوری همه خیابانها به صورت فوری وجود ندارد. برف مخلوط با زباله و خاک برای هفتهها باقی میماند.
مثال: در ژانویه ۲۰۲۳، به دلیل برفباری و بارش برف، فرودگاه تریبوانو در کاتماندو به مدت چند روز مسدود شد و حرکت در شهر متوقف شد. جمعآوری برف به طور عمده توسط ساکنان محلی و سربازان با استفاده از بیلها انجام شد.
عجیب است که در یکی از پیشرفتهترین کشورهای جهان نیز "نقاط ضعف" وجود دارد.
ایالات متحده: شهرهایی که برای برفباری ناگهانی آماده نیستند (آتلانتا، سیاتل، پورتلند):
مشکل: در مناطقی که برف به طور نادر میبارد، نگهداری پارک ماشینآلات بزرگ اقتصادی نیست. در برفباری ناگهانی، شهر در چند ساعت متوقف میشود. عامل فرهنگی: اکثر ساکنان لاستیکهای برفرویی ندارند یا زنجیرهای ضد لغزش، و رانندگی در برف به یک مهارت رایج تبدیل نشده است.
مثال معروف: «طوفان برف ۲۰۱۴ در آتلانتا». حدود ۵ سانتیمتر برف بارید که به نتایج فاجعهباری منجر شد: بیش از ۱۰۰۰۰ ترافیک خودرو در جادهها شکل گرفت، مردم در ماشینها گیر افتادند و مجبور به ماندن در مدارس شبانه شدند. دلیل اصلی فقدان اقدامات پیشبینیکننده (پوشش نمک جادهها قبل از برفباری) و هماهنگی بین مقامات، مدارس و مؤسسات که همزمان بسته شدند، ایجاد بحران در جادهها بود.
رویکرد واکنشی به جای پیشبینیکننده: خدمات پس از پایان برفباری اقدام میکنند، نه در طول آن.
عدم وجود مرکز هماهنگی واحد: پراکندگی در اقدامات راهداری، خدمات شهری و تیمهای امدادی.
فساد و هزینهبری ناکارآمد: خرید مواد شیمیایی و ماشینآلات غیرکیفیت.
عدم وجود برنامهریزی محیطزیستی و زیرساختی: وجود خزانههای سدیم برفرویی یا مکانهای ذوب برف وجود ندارد که منجر به خاکستر برف با مواد شیمیایی و خاک در محدوده شهر میشود و به زمین و آب آلوده میشود.
نادیده گرفتن "آخرین مایل": جادههای اصلی ممکن است تمیز شوند، اما حیاطها، پیادهروها و ایستگاههای حمل و نقل عمومی غیرقابل دسترسی باقی میمانند.
بهترین جمعآوری برف در جایی نیست که برف زیاد است، بلکه جایی است که سیستم وجود ندارد. این نشاندهنده نه تنها شرایط اقلیمی، بلکه عمق مشکلات سیستمیک در مدیریت، اقتصاد و برنامهریزی شهری است. پیامدها فراتر از ناراحتیهای روزمره است: این شامل ضررهای اقتصادی چند میلیونی به دلیل حمل و نقل متوقف شده، افزایش آمار حوادث، آسیبهای محیطزیستی و در نهایت، کاهش اعتماد مردم به توانایی مقامات برای تضمین امنیت و عملکرد پایهای شهر است. بحران ناشی از برفباری یک نشاندهنده روشن از ضعف نهادی دولت یا شهرداری است.
New publications: |
Popular with readers: |
News from other countries: |
![]() |
Editorial Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Afghanistan ® All rights reserved.
2024-2026, LIBRARY.AF is a part of Libmonster, international library network (open map) Preserving Afghanistan's heritage |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2